آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / دل بی جان
دل بی جان
در حال انتشار

رمان دل بی جان

نام رمان: دل بی جان
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سیما احمدی 
صفحات: 1476

خلاصه داستان:

من جانانم...دختری در دنیای واقعی...بدون فانتزی ها و تخیلاتی که درذهن وجود دارد...جهانم پر از درد و رنج،مملو از شادی های کوچک است...اینجا خبری از مهر و محبت های کلیشه ای نیست...تک به تک صفحات زندگیم پر از اتفاقات خوش و ناگوار هست،اما در بین تمام این اتفاقات دست هایی برای حامی بودن هست دست هایی که....اینجا خود برزخ است،مرزی بین خواستن و نداشتن...

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان دل بی جان pdf از سیما احمدی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان دل بی جان 

من جانانم…دختری در دنیای واقعی…بدون فانتزی ها و تخیلاتی که درذهن وجود دارد…جهانم پر از درد و رنج،مملو از شادی های کوچک است…اینجا خبری از مهر و محبت های کلیشه ای نیست…تک به تک صفحات زندگیم پر از اتفاقات خوش و ناگوار هست،اما در بین تمام این اتفاقات دست هایی برای حامی بودن هست دست هایی که….اینجا خود برزخ است،مرزی بین خواستن و نداشتن…

قسمتی از متن رمان

افسان یه گوشه نشسته بود و تو یه حال و هوای دیگه ای بود، این میزان از آروم بودن از افسان بعید بود…از جام بلند شدم و سمتش رفتم… کنارش نشستم، بهم نگاه کرد… _چی شده؟ چیزی نگفت ولی قشنگ معلوم بود چشماش آماده باریدنه._چرا چیزی نمیگی؟ +هیچی نشده. _از چشمات و قیافه ت معلومه هیچی نشده. بازم چیزی نگفت…لبخند زدم _باز با بردیا دعوات شده؟ عصبی گفت: +اصلا اون بیشعور لیاقت اینو نداره باهاش دعوا کنم، اون ور دل مامان جونش باشه بسه، اصلا لیاقتش همینه.لبام برای لبخند بیشتر کش اومد. +الان حرفای من کجاش خنده داشت که نیشتو باز کردی؟ -تو که گفتی چیزی نشده… اصلا هم با بردیا دعوا نکردی و این کامله معلومه راستی چرا امشب نیومدن؟+مامان خانومش سردرد داشت اینا هم نیومدن. _خب حداقل بردیا و آرمان میومدن. با صدای دو رگه ای که عصبانیت و بغضشو نشون می داد جواب داد.+چون مامانش سردرد داشته نگران شده نیومد، من از دیشب دارم چیزایی که آقا دوست داره رو درست میکنم که وقتی اومد خوشحال بشه..لباسیو پوشیدم که اون دوست داره، اصلا براش اهمیتی ندارم، بخاطر منم شده باید میومد. نفس عمیقی کشید و غمگین نگام کرد بعضی وقتا حس میکنم دوسم نداره اونقدری که من برا دیدنش ذوق دارم هیچ وقت اون نداره._الکی چرت نگو، بردیا خیلی هم دوست داره، نمیدونم اون بدبخت دیگه باید چیکار کنه که نکرده، شاید واقعا حال زن عمو لیلا خیلی بد بوده دلش نیومده بیاد.+بخاطر منم شده باید میومد، میدونست چقدر منتظرشم، یه هفته ست که ندیدمش، آرمان و دایی پیش زن دایی بودن دیگه.

 

 

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 433

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

بی تا

دانلود رمان بی تا pdf از بهاره حسنی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

سمفونی مرگ

اولین اریگامی تو یه روز عجیب به دستش رسید…و دومین اریگامی با…

ادامه مطلب

گلبرگ شقایق

دانلود رمان گلبرگ شقایق pdf از سمیرا موسعلی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

شوره زار

مهرناز بعد از فهمیدن خیانت همسرش، زندگی مشترکش را تمام می‌کند و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

افسانه آرابلا

سه تا سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسم‌ورسوم خودشون رو…

ادامه مطلب

پشت پلک باران

باران، دختری که در پنج‌ سالگی پدر و مادرش را در تصادفی…

ادامه مطلب

برادر تلاطم

تبسم دختری با حجب و حیاست که همانند او کم پیدا می…

ادامه مطلب

یاقوت سیاه

سوین خبرنگاری که برای مجله‌ش به اوکراین فرستاده میشه و اونجا باید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.