
دانلود رمان افسانه آرابلا pdf از پانیذ میردار
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: : عاشقانه،فانتزی
سه تا سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسم و رسوم خودشون رو دارن. اولین سرزمین برای فرشتههاست، دومی برای شیاطین و سومی برای انسانهای عادی. تولد فرشتهها و شیطانها به اولین اشک و خنده انسانهای عادی بستگی داره اولین خندهٔ هر انسان یک فرشته و اولین گریهٔ هر انسان یک شیطان رو متولد میکنه. حالا اگه کسی با اولین خندهش با قطرهٔ اشکش مخلوط بشه، چی پیش میآد؟ چه موجودی متولد میشه و پا به جهان هستی میذاره…
قسمتی از متن رمان
داستان ما از اونجایي شروع میشه که:
-آرابلا؟آرابلا؟کجایي؟
طبق معمول خانم مارتین پیر بود که مدام از اتاق اشرافیش که در طبقه بالا بود
صدام میزد تا کاري رو بهم محول کنه.
-آرابلا
چشمامو محکم به هم فشار دادم و مثل خودش هوار کشیدم:
-اومدم خانم مارتین.
دستمال گردگیري رو روي میز آشپزخونه گذاشتم,دامن پیراهن بلندم رو که تا مچ پام بود,صاف کردم و دستي هم به آستین بلند لباسم کشیدم.
به طرف پله ها رفتم.اولین قدم روشون مصادف بود با صداي قیژ قیژ شدیدش.
صدا باعث مي شد فکر کنم هر لحظه پله هاي چوبي مي شکنن و من هم مي افتم.تا رسیدن به طبقه دوم کفش هاي مشکي تا روي مچ پام رو نگاه ميکردم.
آروم در سبببز پر از کنده و کاري شببده رو باز کردم.خانم مارتین با پیراهن بلند صورتیش و موهاي خاک ستري فرفریش روي صندلي روبه روي پنجره نشسته بود و تکون مي خورد



















