آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان افسانه آرابلا pdf از پانیذ میردار
مشخصات رمان
  • نام رمان
    افسانه آرابلا
  • ژانر
    عاشقانه،فانتزی
  • نویسنده
    پانیذ میردار
  • صفحات
    684
خلاصه رمان
سه تا سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسم‌ورسوم خودشون رو دارن. اولین سرزمین برای فرشته‌هاست، دومی برای شیاطین و سومی برای انسان‌های عادی. تولد فرشته‌ها و شیطان‌ها به اولین اشک و خنده انسان‌های عادی بستگی داره اولین خندهٔ هر انسان یک فرشته و اولین گریهٔ هر انسان یک شیطان رو متولد می‌کنه. حالا اگه کسی با اولین خنده‌ش با قطرهٔ اشکش مخلوط بشه، چی پیش می‌آد؟ چه موجودی متولد می‌شه و پا به جهان هستی می‌ذاره...
لینک های دانلود

دانلود رمان افسانه آرابلا pdf از پانیذ میردار

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: : عاشقانه،فانتزی

خلاصه رمان افسانه آرابلا

سه تا سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسم‌ و رسوم خودشون رو دارن. اولین سرزمین برای فرشته‌هاست، دومی برای شیاطین و سومی برای انسان‌های عادی. تولد فرشته‌ها و شیطان‌ها به اولین اشک و خنده انسان‌های عادی بستگی داره اولین خندهٔ هر انسان یک فرشته و اولین گریهٔ هر انسان یک شیطان رو متولد می‌کنه. حالا اگه کسی با اولین خنده‌ش با قطرهٔ اشکش مخلوط بشه، چی پیش می‌آد؟ چه موجودی متولد می‌شه و پا به جهان هستی می‌ذاره…

قسمتی از متن رمان

داستان ما از اونجایي شروع میشه که:
-آرابلا؟آرابلا؟کجایي؟
طبق معمول خانم مارتین پیر بود که مدام از اتاق اشرافیش که در طبقه بالا بود
صدام میزد تا کاري رو بهم محول کنه.
-آرابلا
چشمامو محکم به هم فشار دادم و مثل خودش هوار کشیدم:
-اومدم خانم مارتین.
دستمال گردگیري رو روي میز آشپزخونه گذاشتم,دامن پیراهن بلندم رو که تا مچ پام بود,صاف کردم و دستي هم به آستین بلند لباسم کشیدم.
به طرف پله ها رفتم.اولین قدم روشون مصادف بود با صداي قیژ قیژ شدیدش.
صدا باعث مي شد فکر کنم هر لحظه پله هاي چوبي مي شکنن و من هم مي افتم.تا رسیدن به طبقه دوم کفش هاي مشکي تا روي مچ پام رو نگاه ميکردم.
آروم در سبببز پر از کنده و کاري شببده رو باز کردم.خانم مارتین با پیراهن بلند صورتیش و موهاي خاک ستري فرفریش روي صندلي روبه روي پنجره نشسته بود و تکون مي خورد

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 579

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین