آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / بزرگسال / نگاه بارانی تو
نگاه بارانی تو
در حال انتشار

رمان نگاه بارانی تو

نام رمان: نگاه بارانی تو
ژانر: بزرگسال، عاشقانه، خانوادگی، درام
وضعیت: در حال انتشار
تعداد قسمت: 0 قسمت
رده سنی: +۱۵ سال
فرمت: آنلاین / PDF
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: نوان 
صفحات: 782

خلاصه داستان:

بعد از یازده سال مرا به ایران بازگرداندن ،برای دادن حقم ..برای استاد دانشگاه عمویم شدنم،برای ازدواج با دختری که از بچگی برایم نشان کرده بودند،و نمی خواستمش....هیچ چیز آنطور که میخواستم نبود و از همان روز اول به فکر برگشت به انگلیس بودم که تورا دیدم‌....نگاه همیشه بارانی تو ...نگاه تو به من،وقتی کسی را در دانشگاه به جای من کشتند ...

IRT 50,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان نگاه بارانی تو pdf از نوان  

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: بزرگسال،عاشقانه،خانوادگی،درام

خلاصه رمان نگاه بارانی تو  

بعد از یازده سال مرا به ایران بازگرداندن ،برای دادن حقم برای استاد دانشگاه عمویم شدنم،برای ازدواج با دختری که از بچگی برایم نشان کرده بودند،و نمی خواستمش….هیچ چیز آنطور که میخواستم نبود و از همان روز اول به فکر برگشت به انگلیس بودم که تورا دیدم‌….نگاه همیشه بارانی تو …نگاه تو به من،وقتی کسی را در دانشگاه به جای من کشتند …

قسمتی از متن رمان

دستش را به تیر بلند بالای چراغ برق بند کرد تا از افتادن جسم بیجانش جلوگیری کند. پاهایش دیگر توان نگه داشتن وزن
سنگینش را نداشتند.نور زرد بالای سرش، رویش سایه افکنده بود. نگاهش خیره به زمین و افکار پخش و پلا در مغز پخش شده اش بر زمین.خون بر روی پیراهن و دستها و صورتش خشک شده بود. قلبش هنوز به ریتم منظم خود برنگشته بود و تاپ تاپ خودش
را به قفسه ی سینه اش میکوبید.
باران شدت گرفته بود. مدتی در همان حالت ایستاده بود. نور رعد و برق و بعد صدایش، ناگهان همه جا را فرا گرفت. خیس
و خیس و خیس تر شد. آب و خون با هم لیز میخوردند و روی صورتش حرکت میکردند؛ به سوی تاریکی و نیستی.
دستش را بالا برد و سعی کرد موهای خیس و سنگین شده اش را از روی پیشانی کنار بزند اما آن ها با لجبازی به جای قبل
برگشتند و به پیشانی سردش چسبیدند.
هنوز نفس نفس میزد از ترس به کف دستش نگاه کرد. به خون قرمزی که داشت در باران حل میشد.
و وحشت زده دستش را مشت کرد و چشم هایش را بست. کابوس نبود. حقیقت داشت: من کشتمش!!

 

 

قیمت50000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 760

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

ناتو

دانلود رمان ناتو pdf از زهرا با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

پارازیت

بهزاد در بدترین روزهای زندگی اش امید را در میان دستان او…

ادامه مطلب

تو مال منی

دختری شاد شنگولی هست ک خانوادش رو از دست داده و تو…

ادامه مطلب

نازدار

از وقتی به یاد دارم توی گداخونه ی شوهر خاله ام کار…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

کرشمه لیلی

کرشمه لیلی با شخصیتی چون پیربابا و ترسیم روابطی مراد و مرید…

ادامه مطلب

انگور نارس

مهراز دختریه که با عماد برادرزاده اش و زن برادرش زندگی میکنه،…

ادامه مطلب

چلچراغ 

داستان دو راوی داره؛ شیرین و فرانک..روایت شیرین مربوط به زمان حاله..شیرین…

ادامه مطلب

نوبرانه

داستان یک دختر فعال اجتماعی به نام گلنار است که مادر ،…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.