
دانلود رمان نگاه بارانی تو pdf از نوان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: بزرگسال،عاشقانه،خانوادگی،درام
بعد از یازده سال مرا به ایران بازگرداندن ،برای دادن حقم برای استاد دانشگاه عمویم شدنم،برای ازدواج با دختری که از بچگی برایم نشان کرده بودند،و نمی خواستمش….هیچ چیز آنطور که میخواستم نبود و از همان روز اول به فکر برگشت به انگلیس بودم که تورا دیدم….نگاه همیشه بارانی تو …نگاه تو به من،وقتی کسی را در دانشگاه به جای من کشتند …
قسمتی از متن رمان
دستش را به تیر بلند بالای چراغ برق بند کرد تا از افتادن جسم بیجانش جلوگیری کند. پاهایش دیگر توان نگه داشتن وزن
سنگینش را نداشتند.نور زرد بالای سرش، رویش سایه افکنده بود. نگاهش خیره به زمین و افکار پخش و پلا در مغز پخش شده اش بر زمین.خون بر روی پیراهن و دستها و صورتش خشک شده بود. قلبش هنوز به ریتم منظم خود برنگشته بود و تاپ تاپ خودش
را به قفسه ی سینه اش میکوبید.
باران شدت گرفته بود. مدتی در همان حالت ایستاده بود. نور رعد و برق و بعد صدایش، ناگهان همه جا را فرا گرفت. خیس
و خیس و خیس تر شد. آب و خون با هم لیز میخوردند و روی صورتش حرکت میکردند؛ به سوی تاریکی و نیستی.
دستش را بالا برد و سعی کرد موهای خیس و سنگین شده اش را از روی پیشانی کنار بزند اما آن ها با لجبازی به جای قبل
برگشتند و به پیشانی سردش چسبیدند.
هنوز نفس نفس میزد از ترس به کف دستش نگاه کرد. به خون قرمزی که داشت در باران حل میشد.
و وحشت زده دستش را مشت کرد و چشم هایش را بست. کابوس نبود. حقیقت داشت: من کشتمش!!
قیمت50000



















