دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ارباب تاریک عمارت pdf از فاطمه.ف

دانلود رمان ارباب تاریک عمارت pdf از فاطمه.ف

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،درام،مافیایی

خلاصه رمان ارباب تاریک عمارت 

هوژین دختری که زاده ی کردستانه و به شکل مخوف و مرموزی پدر و مادرش رو از دست میده و با مادربزرگش به تهران سفر می‌کنه حالا هوژین داستان ما برای کار وارد یه عمارت باشکوه میشه…

قسمتی از متن رمان

وای این چه کاری بود که این پسره‌ی احمق کرد انگاری عقلشو از دست داده نکنه واقعا راجب من بد فکر کرده یا فکر می‌کنه منم مثل دخترای دورشم که راحت به دستشون میاره و نیازهاشو برطرف می‌کنن. ولی من اون مدل دختری نیستم که بخوام نجابت خودمو بخاطر پول و قیافه بفروشم. از این به بعد باید فقط ازش دوری کنم نباید حتی باهاش حرف بزنم این آدم خیلی داره از حدش فراتر میره باید بفهمه حد و مرز خودشو با من حفظ کنه. حدود یک هفته از اون ماجرا گذشته بود سعی می‌کردم خیلی توی دید آقا قرار نگیرم و اونم مثل سابق نبود و دیگه بجز دستور دادن هیچ حرف خاصی بهم نمی‌زد توی این مدت من دوستی به خوبی مهتاب پیدا کرده بودم که خیلی جاها کمکم می‌کرد و رابطم با آرش (برادرِ آقا) صمیمی‌تر شده بود. همه کاری برای خوشحال کردن من انجام می‌داد، برام از هر دری حرف می‌زد از خاطرات بیمارهاش و بیمارستان تا کودکیش و سلیقه‌هاش… رفتاراش خیلی با آقا متفاوت بود آرش بشدت پسر مهربون و بانمکی بود و خیلی هوامو داشت.

احساس می‌کردم توی این عمارت کذایی تنها کسی که منجی من شده بود آرش بود. آخه چرا باید دوتا برادر آنقدر باهم متفاوت باشن انگار آقا تو این مدت یه غمی توی چهرش بود ولی دلیلش رو نمی‌دونستم دیگه مثل سابق نبود صبح می‌رفت سرکار و تا شب نمیومد وقتی هم میومد مستقیم به اتاقش می‌رفت منم تمام تلاشم رو می‌کردم که توی دیدش زیاد قرار نگیرم. -هوژین امشب آقا خواستن شام رو توی اتاق خودشون صرف کنن سریع این سینی رو ببر اتاقشون. با اینکه دوست نداشتم برم ولی چون خدمتکار شخصیش بودم مجبور بودم پس سینی رو از دست مریم خانم گرفتم و به سمت پله‌ها رفتم. وقتی به جلوی در اتاقش رسیدم سینی رو توی دست دیگم گرفتم و با اون یکی دستم در زدم که با جمله بیا تو درو باز کردم. زیر نگاه‌های خیرش وسیله‌ها رو چیدم و خواستم از اتاق خارج بشم که گفت: مگه من اجازه رفتن بهت دادم؟ عقب گرد کردم و بهش بعد یه مدت خیره شدم.. چقدر شکسته‌تر شده بود تو این زمان کم؛ یعنی چه اتفاقی براش افتاده بود؟

 

قیمت30000

 

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 569

خلاصه رمان
هوژین دختری که زاده ی کردستانه و به شکل مخوف و مرموزی پدر و مادرش رو از دست میده و با مادربزرگش به تهران سفر می‌کنه حالا هوژین داستان ما برای کار وارد یه عمارت باشکوه میشه...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ارباب تاریک عمارت
  • ژانر
    عاشقانه،درام،مافیایی
  • نویسنده
    فاطمه.ف
  • صفحات
    177
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.