
دانلود رمان ژیکان pdf از میم-ز
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،تراژدی،اجتماعی
او خواهان آزادیست آزادی در خندیدن دویدن زیر لب آهنگ خواندن و حتی لباس
روشن پوشیدن! او حبس شده در افکار پوسیده مردمیست که بلند خندیدن
را جرم میداند. چارهای جز به بهدست آوردن آزادی ندارد با عجز به هر ریسمانی
چنگ میزند و سرانجام همان ریسمان او را به دار میآویزد….
قسمتی از متن رمان
به سمت در ورودی میرم و بعد از پوشیدن دمپایی های بنفش رنگ که
از شدت توی آفتاب موندن سفید شده بودن راهی دست شویی گوشه
حیاط میشم مسواکم رو از داخل لیوان شیشه ای روی روشویی
بر میدارم و شروع به مسواک زدن میکنم.
طبق عادت همیشگیم زمان مسواک زدن به چهره خودم توی آیینه شکسته
دست شویی خیره میشم ابروهای پرپشت مشکی داشتم که هربار
با دیدنشون یاد برگ ریحون میافتادم چشمهای کشیده قهوه ای رنگم
من رو یاد چشمهای پدر بزرگم می انداخت آهی میکشم و به پوست*
نه چندان سفیدم خیره میشم انگار خدا موقع آفرینش من هرچی
رنگ تیره بود پاشیده بود توی صورتم*
کفهای داخل دهنم رو خالی میکنم و بعد از تمیز کردن مسواکم دستی
به بینی کوچیکم میکشم که تنها نکته مثبت زیبایی صورت من بود*
مسواکم رو داخل لیوان بر میگردونم و بعد موهای فر مشکیم رو از
جلوی صورتم کنار میزنم و راهی ساختمان میشم بعد از چک کردن*
آستین لباسم وارد اتاق میشم و خودم رو روی تخت پرت میکنم*
او خواهان آزادیست آزادی در خندیدن دویدن زیر لب آهنگ خواندن و حتی لباس.روشن پوشیدن! او حبس شده در افکار پوسیده مردمیست که بلند خندیدن.را جرم میداند. چارهای جز به بهدست آوردن آزادی ندارد با عجز به هر ریسمانی.چنگ میزند و سرانجام همان ریسمان او را به دار میآویزد....



















