آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / اگر چه زنده ماندم
اگر چه زنده ماندم
در حال انتشار

رمان اگر چه زنده ماندم

نام رمان: اگر چه زنده ماندم
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سارا کرامت
صفحات: 1732

خلاصه داستان:

تابان دختری جوان که زندگی‌اش پر از تلخی و سختی است. او زیر.سایه‌ی پدری بسیار سخت‌گیر و بی‌رحم بزرگ شده؛ پدری که.هیچ‌گاه فرصتی برای نفس کشیدن به او نمی‌دهد‌.در میان این زندگی سخت، تابان با پسری به نام مسیح آشنا می‌شود آشنایی‌ای که می‌تواند نقطه امیدی در زندگی او باشد. اما وقتی پدرش.
از این ماجرا باخبر می‌شود، اتفاقاتی تلخ و دردناک یکی پس از دیگری در زندگی تابان رخ می‌دهد.با گذشت زمان رازهایی از گذشته آشکار می‌شوند.رازهایی که می‌توانند حقیقت زندگی تابان را برای همیشه تغییر دهند حقیقتی که شاید سرنوشت او را به مسیری کاملا متفاوت بکشاند…

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان اگر چه زنده ماندم pdf از سارا کرامت

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان اگر چه زنده ماندم

تابان دختری جوان که زندگی‌اش پر از تلخی و سختی است. او زیر
سایه‌ی پدری بسیار سخت‌گیر و بی‌رحم بزرگ شده؛ پدری که
هیچ‌گاه فرصتی برای نفس کشیدن به او نمی‌دهد‌.
در میان این زندگی سخت، تابان با پسری به نام مسیح آشنا می‌شود
آشنایی‌ای که می‌تواند نقطه امیدی در زندگی او باشد. اما وقتی پدرش
از این ماجرا باخبر می‌شود، اتفاقاتی تلخ و دردناک یکی پس از
دیگری در زندگی تابان رخ می‌دهد.
با گذشت زمان رازهایی از گذشته آشکار می‌شوند.
رازهایی که می‌توانند حقیقت زندگی تابان را برای همیشه تغییر دهند
حقیقتی که شاید سرنوشت او را به مسیری کاملا متفاوت بکشاند…
قسمتی از متن رمان

کلید را در قفل در به ارامی چرخاندم و وارد خانه شدم.پوزخندی

به آن همه تاریکی زدم‌.قطعا اگر منِ قبلا اینجا ایستاده بود قبل از

ورود به خانه از ترس سریع فلش لایت گوشی را جستجو میکرد

.ولی الان و اکنون که در این نقطه ایستاده ام به گمانم روشن

ترین نکته ی زندگی ام همین خانه ی تاریک باشد.

دست بردم و کلید را فشردم.نور با سرعت داخل خانه پیچید.و

من در ذهنم به این فکر کردم که همچین چیزی در زندگی واقعی هم هست؟!

دکمه ای را بفشاری و سرتاسر زندگی ات را نور در بر بگیرد

نه این خاموشی سنگینی که انگار نفس نمیکشد.

خسته از آن حجم کاری مقنعه ام را در یک حرکت بیرون کشیدم

و همزمان به این فکر کردم که خوب شد در شرکت چیزی خورده

بودم.وگرنه الان کی حال آشپزی کردن داشت.

به سمت اتاق قدم برداشتم و بعد از تعویض لباس به سمت

اشپزخانه پا تند کردم تا خودم را به یک چای تازه دم میهمان کنم.

چای دم کشیده بوی جریان زندگی و تازگی میداد.چیزی که قریب

به چهار سال است از زندگی من دور مانده کنار پنجره اتاق رفتم

و به بیرون خیره شدم.به مردمی که تند تند بخاطر باریدن باران

حرکت میکردند تا کمتر خیس شوند

روی صندلی کنار پنجره نشستم و لیوان چای را روی میز گذاشتم

دستانم سرد بود پوزخندی کنج لبم نشست دستانم را دور لیوان

حلقه کردم تا گرمای لیوان به داد دستانم برسد.قطرات باران روی

شیشه میخورد.ریتم نامنظمی داشت درست مثل قلبم.قلبی که

یک روز پر بود از هر چیزی جز خشم!جز بی حسی جز تنفر

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 324

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

بازمانده عشق

خلاصه: دختری به نام مهراسا که عاشق پسری به نام هیراد میشه…

ادامه مطلب

چه آسان باختم

محبوبه با وجود اینکه میدونسته که رامین، پسر عموش، مدتهاست که به…

ادامه مطلب

صلت

حامیا، پسری است که در کودکی‌اش زخم‌هایی عمیق بر دل و تن…

ادامه مطلب

شبی که خواستمت

داستان دختری به نام رُستا را روایت می‌کند. رُستا پس از ترک…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

ادامه میدمت

رامیار ادیب پسری ثروتمند و بی قید و بشدت دختر بازی درخواست…

ادامه مطلب

معشوقه مهتاب

شانلی دختری روستایی، علاوه بر شخصیت قشنگش، چهره بسیار زیبایی هم دارد…

ادامه مطلب

عروسک شیطان

پسری از جنس شیطان دختری به زیبایی عروسک شایلین  دختری از یک…

ادامه مطلب

نگاه بارانی تو

بعد از یازده سال مرا به ایران بازگرداندن ،برای دادن حقم ..برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.