آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان معشوقه مهتاب pdf از محدثه ابوالقاسمی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    معشوقه مهتاب
  • ژانر
    عاشقانه،اربابی
  • نویسنده
    محدثه ابوالقاسمی
  • صفحات
    2168
خلاصه رمان
شانلی دختری روستایی، علاوه بر شخصیت قشنگش، چهره بسیار زیبایی هم دارد که باعث می‌شود ارباب ده، بعد این همه زن صیغه‌ای، عاشق شانلی شود و او را برای خود بخواهد. شانلی بخاطر خوشحالی پدر و مادرش قبول می‌کند ولی روز عروسی، شانلی دزدیده می‌شود و اینجا آتش انتقام ارباب با دزد معشوقه‌اش شروع می‌شود...

دانلود رمان معشوقه مهتاب pdf از محدثه ابوالقاسمی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: : عاشقانه،اربابی

خلاصه رمان معشوقه مهتاب

شانلی دختری روستایی، علاوه بر شخصیت قشنگش، چهره بسیار زیبایی هم دارد که باعث می‌شود ارباب ده، بعد این همه زن صیغه‌ای، عاشق شانلی شود و او را برای خود بخواهد. شانلی بخاطر خوشحالی پدر و مادرش قبول می‌کند ولی روز عروسی، شانلی دزدیده می‌شود و اینجا آتش انتقام ارباب با دزد معشوقه‌اش شروع می‌شود…

قسمتی از متن رمان

با صدای رحیم به خودم اومدم و دست از نگاه کردن برداشتم …!! ارباب کجا بودین ؟؟ چیزی شده؟؟؟ هرچی دنبالتون گشتم پیداتون نکردم !
– چیزی نیس خوبم !
اخم هامو تو هم کردم و افسار اسبم و گرفتم…
حالا باید رم کنی پسر وحشی من…
دستی رو صورتش کشیدم…
خیره شدم به اون نقطه ای که اون آهوی گریز با گریخته بود با رفتنش حس تنهایی دست داد بهم
عجیب بود تو این همه سال زندگی یه بار هم احساس تنهایی نکردم بودم…حالا با دیدن اون…
– ارباب- برید- استراحت کنید. بچه.ها حواسشون به همه چیز هست !!
میگم رحیم …. تو تمام اهالی ده و میشناسی؟؟
– بله ارباب کسی نیس که تو ده نشناسم… یا اگه هم نشناسم میتونم ته توش و در بیارم .. چطور؟؟ چیزی شده ارباب؟؟
راه افتادم پایین تپه رحیم هم پشت سرم میومد.
امشب یکی اینجا بود رحیم تا حالا ندیده بودمش….
رحيم با لحنی متعجب پرسید
از اهالی ده بود ؟؟ ارباب مشکوک بود؟؟
تو ذهنم صورت عين ماهش نقش بست… لبخندی زدم .. – آره مشکوک بود…خوب بلد بود ازم دزدی کنه!
رحيم هینی کشید – دزدی؟؟؟ اونم از شما؟؟؟ کی جرات میکنه از ارباب دزدی کنه
– نه رحیم . اون دزدی که تو فکر میکنی نه …. نگاهمو بهش انداختم با حالت گنگی نگاهم میکرد…
– فعلا بیا بریم … بعدا بهت میگم
نزدیک ویلا شدم. جایی که واسه همه قصر به حساب میومد .. الان واسه من توش نفس کشیدن تنگ شده بود. حس کردم دیوارها داره بهم فشار میاره…
اسبم و دادم دست رحيم تا ببرتش آخور … و خودم وارد سالن شدم و بدون هیچ مکثی وارد اتاقم شدم …
لباسمو درآوردم و با شلوارک و بدن برهنه رو تخت دو نفره اتاقم افتادم….

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 662

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین