آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / آغوش آتش
آغوش آتش
در حال انتشار

رمان آغوش آتش

نام رمان: آغوش آتش
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: مریم روح پرور
صفحات: 8259

خلاصه داستان:

آهیر، با سنِ کَمِش بزرگِ محله است، در شب دامادیش، عروسش مرجان را میدزدن و در پارک روبروی خانه اش،جلوی چشم آهیر میکشنش آهیر در محل میماند تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل او را پیدا کند، آهیر که یه اسم کُردیه به معنای آتش،در ظاهر آهنگری میکند ولی کسی از شغل اصلیش خبر ندارد، حالا پروا خبرنگارِ سرتقی که به تازگی همسایه آتش شده،از قضا دل آهیر را برده ولی …

IRT 73,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان آغوش آتش (دو جلد) pdf از مریم روح پرور نسخه کامل بدون سانسور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان آغوش آتش

آهیر، با سنِ کَمِش بزرگِ محله است، در شب دامادیش، عروسش مرجان را میدزدن و در پارک روبروی خانه اش، جلوی چشم آهیر میکشنش آهیر در محل میماند تا دلیل کشته شدن مرجان و قاتل او را پیدا کند، آهیر که یه اسم کُردیه به معنای آتش،در ظاهر آهنگری میکند ولی کسی از شغل اصلیش خبر ندارد، حالا پروا خبرنگارِ سرتقی که به تازگی همسایه آتش شده، از قضا دل آهیر را برده ولی …

قسمتی از رمان

با رفتن آهیر مرجان لبخند زد، فکر نمی کرد با وجود آن اتفاق ها، چنین عروسی برایش بگیرند، عروسی که کم کم چهارصد نفر مهمان داشت،در بهترین تالار شهر، یک شب رویایی و به یاد ماندنی برای عشق شان، اگر آهیر و پا فشاری و حمایت هایش نبود هرگز در آن لباس و در آن شب نبود.سر چرخاند و دید آهیر سر به زیر به حرف های پدر بزرگش گوش سپرده بود، سرش کمی کج شد به قد و قامتش نگاه کرد، دوست مرجان سراغش رفت و تنهایش نگذاش…با تنها شدنش با غم به آهیر نگاه کرد، صدای دختری با لهجه ی غلیظی در گوشش نشست:-آ آ چه عاشق نگاه می کنی دختر! با دیدن آگرین لبخند زد و آگرین دست زیر چانه ی مرجان برد و گفت:-آهیر حق داره، عشق تو نگاهت خوند که یه پا ایستاد گفت یا مرجان یا هیچ کس مرجان با خجالت سر به زیر برد و آگرین سرش را تکانی داد و گفت:-اسم تو رو باید گذاشت آوین دختر زیبا مرجانم سر بالا نیاورد و صدای آهیر را شنید: -چرا؟ آگرین به برادرش نگاه کرد و چشمکی برایش زد، گفت:چون چشماش پر از عشقه، چون خودش عشقه آهیر با لبخند به مرجان سر به زیر نگاه کرد، آگرین به یک باره دست پر طلایش را بالا برد و بالای لبش قرار داد چنان کلی زد که گوش دشمن کر شود و خودش همراه شد با زن هایی که پایکوبی می کردند.

مرجان از گوشه ی چشم به آهیر نگاه کرد و آهیر چشمانش را تنگ کرد و گفت:تو تنها نیستی -نیستم، خواهر برادرای تو خواهر برادرای من شدند، تو شوهرم شدی، مادر پدر دارم، این همه فامیل دارم، چرا تنها باشم؟-آگرین راست میگه، تو آوینی، تو عشقی مرجان نگاه دزدید تا باز از خجالت سر به زیر نبرد،جشن رو به پایان بود و خانه ی آهیر برای عروس زیبایش آماده بود. ** آسو و آگرین و آسکی منتظر مادرشان بودند،اما مرجان از خجالت داشت آب می شد، چون می خواستند آهیر و او را به خانه ی بخت شان ببرند،

مادر بالاخره دست آهیر را گرفت سمت آن ها رفت و گفت: -بریم مرجان سر بالا نیاورد، دامن پفش را کمی بالا گرفت وارد پارکینگ آن آپارتمان شدند تا وارد آسانسور شوند، آهیر سر چرخاند به مرجان نگاه کرد، خنده اش گرفت چون او بیشتر از همه می دانست مرجان تاچه حد خجالتی است و حال سه زن می خواستند آن دو را به حجله ببرند …

 

قیمت73000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 981

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

مرگ با آرزوی زندگی

داستان درباره‌ی دختری است که گذشته‌ای پر از سختی و رنج را…

ادامه مطلب

دانلود رمان شهرزاد هزار و یک شب pdf از شفق مشعوفی با لینک مستقیم

دانلود رمان شهرزاد هزار و یک شب pdf از شفق مشعوفی با لینک…

ادامه مطلب

تکرار آغوش

عسل دختر زیبایی که بخاطر هزینه‌ی درمان مادرش مجبور میشه رحمش رو…

ادامه مطلب

آسمان پر تلاطم

آسمان، دختری که به شاهرخ، دکتر روانشناسش تهمت میزند و او را…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان قمار سیاه pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان قمار سیاه pdf سروش م با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود آهنگ یک دل و این همه غم با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ یک دل و این همه غم از مهستی با کیفیت بالای…

ادامه مطلب

خلافکار متجاوز

با بغض نالیدم _من دیگه دوستت ندارم فهمیدنش چرا انقدر سخته برات؟…

ادامه مطلب

دانلود رمان شیطان و دوشیزه پریم pdf از پائولو کوئلیو مستقیم

دانلود رمان شیطان و دوشیزه پریم pdf از پائولو کوئلیو مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (5)

ثبت نظر جدید

  • Hasti

    سلام من چند وقت پیش یک رمان از اینجا خواندم که خواهرزاده عاشق خالش میشه اما اسمش را یادم نمیاد میشه اگر خواندن اسمش را بگید

  • نگین

    بهترین رمانی بود که خوندم …همه ی اتفاقات به ترتیب خاصی افتادن نحوه ی بیان کردن و نشون دادن عشق و ابراز کردنش فوق العاده قشنگ بود خیلی خیلی زیبا بود توصیه میکنم حتما بخونید ارزش هزاران بار خوندنو داره

  • Kosar

    خیلی خیلی قشنگ بود

  • Mobina

    فوق العاده جذاب لحظات عاشقانه ناب خواننده رو به ذوق می آره علارغم طولانی بودن اصلا خسته کننده نبود پر از هیجان بود تا آخر داستان این روند هیجان حفظ شده بود قابل حدس نبودتبریک به نویسنده بابت داستان جذابشون

    • مریم در پاسخ به Mobina

      خیلیییی قشنگ دم نویسنده اش گرم

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.