آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / آن درخت بی شاخ و برگ
آن درخت بی شاخ و برگ
در حال انتشار

رمان آن درخت بی شاخ و برگ

نام رمان: آن درخت بی شاخ و برگ
ژانر: عاشقانه، معمایی، هیجانی
نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
صفحات: 126

خلاصه داستان:

یک دختر تنوع طلب،با کلی آرزوهای دور و دراز! دختری که فقط خودش و خوش! همیشه ای خدا هم بی خیال است انگار نه انگار که اتفاقی افتاد!یا اصلا چه شد... نه متوجه چیزی می شود نه دوست دارد که کسی پا بر تک تک علایقش بگذارد...خودخواه و مغرور و کمی در معنا کردن حرفی گیج است و منگ!او در هر لحظه در پی پیچاندن پدرش است تا که به همراه دوستانش سفری یا تفریحی برود..که در آخر پد ر سخت گیر و کنجکاوش مچش را در هر دفعه گرفته...حال اتفاقی با دوستانش در دانشگاه برنامه ای یک سفر پر از هیجانی را کشیده است که آخر هفته به اتفاق دوستانش به آن هیجانی و پر از عشق و حال بروند که پدرش مچش را می گید و مانع از این سفر می شود ولی دختر ساکت نمی ماند و......»

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان آن درخت بی شاخ و برگ pdf از زهرا عبدی (دلربا)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،هیجانی

خلاصه رمان آن درخت بی شاخ و برگ

یک دختر تنوع طلب،با کلی آرزوهای دور و دراز! دختری که فقط خودش و خوش!

همیشه ای خدا هم بی خیال است انگار نه انگار که اتفاقی افتاد!یا اصلا چه شد…

نه متوجه چیزی می شود نه دوست دارد که کسی پا بر تک تک علایقش بگذارد…

خودخواه و مغرور و کمی در معنا کردن حرفی گیج است و منگ!

او در هر لحظه در پی پیچاندن پدرش است تا که به همراه دوستانش سفری یا تفریحی برود..

که در آخر پد ر سخت گیر و کنجکاوش مچش را در هر دفعه گرفته…

حال اتفاقی با دوستانش در دانشگاه برنامه ای یک سفر پر از هیجانی را کشیده است

که آخر هفته به اتفاق دوستانش به آن هیجانی و پر از عشق و حال بروند

که پدرش مچش را می گید و مانع از این سفر می شود

ولی دختر ساکت نمی ماند و……»

قسمتی از رمان

با غرور لب زدم:هر کی نیاد امل!!

مونیکا متعجب گفت:یکی باید پدرت و جمع کنه….

احسان:حالا کجا بریم؟

چشم غره نثار مونیکا کرد و برگشت سمت احسان.

شمال!

کیارش:جای خوبیه.

کاراش:باید تمام ضرر و زیان این سفر رو به جون بخریم.

آوینا موهایش را با ناز کناری زد و لب زد:چه ضرر و زیاانی آخه؟

قراره بهممون کلی خوش بگذره….

کیارش:خوش گذشتن که بعله هست ولی باید احتیاط کنیم برای رفت و برگشت این سفر..

احسان:آخر هفته قراره با چه شرایطی بریم؟

کیارش:منظورت ماشین و غذا و …..

احسان پرید میان صحبت کیارش و کوتاه گفت:آره دقیقا منظورم همین.

اون هم تا آخر هفته مشخص می شه نیازی نیست خودت و نگران کنی تو فقط بگو میایی یا نه؟

کیارش خنده ای کرد و احسان لب زد:چرا که نه..مخصوصا اگه تو هم ،تو این سفر باشی

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 47

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

پادشاهی گناه

جین برای شرکت در مراسم ازدواج خواهرش به قلعه خاندان ماریس میره…

ادامه مطلب

زخم

دانلود رمان زخم pdf از زهرا با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

بی تو میگیره نفسم

صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از…

ادامه مطلب

ناموس ننگین

دانلود رمان ناموس ننگین pdf از رویا رستمی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان تمیس pdf از فرزانه شفیع پور با لینک مستقیم

دانلود رمان تمیس pdf از فرزانه شفیع پور با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

انگشت نما

دانلود داستان کوتاه انگشت نما pdf از حمید درکی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان زن دیوانه pdf از ماهی رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان زن دیوانه pdf از ماهی رضایی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

کافه ترنج

دانلود رمان کافه ترنج pdf از مینا کاوند با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.