آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / اجتماعی / افسونگری از جنس غم
افسونگری از جنس غم
در حال انتشار

رمان افسونگری از جنس غم

نام رمان: افسونگری از جنس غم
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: رعناخزاعی
صفحات: 162

خلاصه داستان:

دانلود رمان افسونگری از جنس غم pdf از رعنا خزاعی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF موضوع رمان : عاشقانه،معمایی خلاصه رمان افسونگری از جنس غم طناز دختریه که سطح اجتماعی و زندگی متوسطی داره.عاشق پسر همسایه(فرزاد)میشه و با هم عقد میکنن و خیلی هم از بودن با هم راضی بودن ولی […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان افسونگری از جنس غم pdf از رعنا خزاعی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،معمایی

خلاصه رمان افسونگری از جنس غم

طناز دختریه که سطح اجتماعی و زندگی متوسطی داره.عاشق پسر همسایه(فرزاد)میشه و با هم عقد میکنن و

خیلی هم از بودن با هم راضی بودن ولی به دلایلی و به درخواست فرزاد از هم جدا میشن و ..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان پایان آوریل

دانلود رمان خانه خدا سنگ است

بخشی از رمان

تا اسم امیرحسین اومد تمام تنم یخ کرد!هیچوقت دل خوشی ازش نداشتم.آدم عصبی بود و برای اینكه حرفشو

به کرسی بنشونه زمین و زمانو بهم میریخت. یادمه بچه که بودیم یه دفعه داشتیم باهم تو حیاط خونه عمه بازی

میكردیم؛ پسر همسایشونم با ما بود که اسمش مرتضی بود.مرتضی از سر بچگی با من مهربون بود و زود با من

صمیمی شد.یادمه وقتی یه پروانه گرفت و با کلی ذوق و شوق اومد بهم نشونش داد امیرحسین با یه آجر چنان تو

سرش زد که بنده خدا سرش شكست و با کلی داد و فریاد بردنش بیمارستان.از همون موقع بود که از امیرحسین

بدم اومد و یه ترسی ازش تو دلم نشست. بعد از اون قضیه من از ترس اینكه با آجر سر منم بشكنه هیچوقت

باهاش بازی نكردم و وقتی هم که بزرگتر شدیم زیاد باهم صمیمی نبودیم.نمیدونم حالا چرا میخواست بیاد

خاستگاری من؟من که هیچوقت روی خوش بهش نشون نمیدادم.شاید امیرحسین از بچگی به من علاقه

داشته؛حالاکه فكر میكنم میبینم شاید برای همینم سر مرتضی رو با آجر شكسته!درهرصورت دیوونست!محاله

زنش بشم.

بابام که تا حالا ساکت نشسته بود گفت:آره بابا؛برو حاضر شو الان دیگه میرسن.

من با اعتراض گفتم:کی اجازه داده بیان؟من که مخالفم.شمام خودتون جوابشونو بدید.من بیرون نمیام.

داداش امین که حسابی خوشحال شده بود خواست یه چیزی بگه که بابا بالافاصله گفت:

-مخالفت تو دلیلی نداره؛ امیرحسین پسر خواهرمه خوب میشناسیمش؛آدم زرنگیه؛ تو دبی یه شرکت تبلیغاتی

داره وضع مالیش خوبه؛ ظاهرشم که ایرادی نداره.هر دختری آرزو داره همچین شوهری داشته باشه.

من-از کی تا حالادخترا آرزوی شوهر دیوونه میكنن؟!

امین بلند خندید که بابام چپ چپ نگاش کرد و گفت:یعنی چی بهش میگی دیوونه؟!اون فقط یه کم ؛ کم

طاقته.همین.

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 16

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

رومنس

دانلود رمان رومنس pdf از هانیه جعفری با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

گرگ ها

دختری که در بازدیـدی از تیمارستان، به یک بیمار روانی دل مـیبازد…

ادامه مطلب

آخرین غروب پاییز

باران دختری ۲۶ساله که به‌خاطر اختلافات عمیقی که با خانواده‌ش داره به‌اجبار…

ادامه مطلب

تقاص یک رویا

دانلود رمان تقاص یک رویا pdf از سیمای با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

در تو پناه گرفته ام

دانلود رمان در تو پناه گرفته ام pdf از محیا نگهبان با…

ادامه مطلب

برزخ سرد

دانلود رمان برزخ سرد pdf از بهار سلطانی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

فریحا

دانلود رمان فریحا pdf از حدیث افشارمهر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان دیوانه ها نمی خندند pdf از کلاله قربانی با لینک مستقیم

دانلود رمان دیوانه ها نمی خندند pdf از کلاله قربانی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.