آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / بغض محیا
بغض محیا
در حال انتشار

رمان بغض محیا

نام رمان: بغض محیا
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سپیده تهرانی
صفحات: 861

خلاصه داستان:

محیا عاشقانه پسرعمه‌اش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمه‌ای که او را نمی‌بیند و هیچ حسی به او ندارد. دو سال قبل به اصرار پدرهایشان صیغه هم می‌شوند؛ صیغه‌ای که امیرعباس ناراضی از آن بود و بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد. محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام صیغه بین خودشان، از امیرعباس می‌خواهد حق محرمیت را ادا کند و ..

IRT 46,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان بغض محیا pdf از سپیده تهرانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان بغض محیا

محیا عاشقانه پسرعمه‌اش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمه‌ای که او را نمی‌بیند و هیچ حسی به او ندارد.

دو سال قبل به اصرار پدرهایشان صیغه هم می‌شوند؛ صیغه‌ای که امیرعباس ناراضی از آن بود و

بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد.

محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام صیغه بین خودشان، از امیرعباس می‌خواهد حق محرمیت را ادا کند و ..

قسمتی از رمان

تکانی به خودم دادم… ملافه را از دور خودم بازکردم و داخل سبد گوشه اتاق انداختم… وارد حمام شدم…

شاید آب کم کند ازین درد طاقت فرسا… هم روحم زخمی بود هم تنم دردمند… اشکم چکید… با خودم تکرار کردم…

انتخاب خودت بود محیا… به سختی تنم را شستم و لباس پوشیدم… قدم هایم سنگین بود…

سرم گیج میرفت و حال تهوع امانم را بریده بود… از اتاق بیرون آمدم روی مبل نشسته بود…

با دیدنم از جا بلند شد بیرون رفت… بی انکه کمکم کند از کنارم گذشت…

بی تفاوت و قلبم بیشتر مچاله شد… ای کاش اشکم نچکد…

دیوار را تکیه گاهم کردم و خودم را تا آسانسور رساندم… داخل

ماشین نشستیم… و انگار زمان به دو ساعت پیش برگشته… انگار هیچ اتفاقی نیفتاده…

واقعا هم نیفتاده بود… تنها من تباه شده بودم… اخمش غلیظ تر از همیشه بود…

می خواستم حرف بزنم… لب فشردم… و زبانم باز شد… -پسر عمه میخوام امشب و فراموش کنید لطفا…

برای همیشه… من به مادرهم میگم فردا بریم محضر تا صیغه رو باطل کنیم… لبم را گاز گرفتم از شرم…

یادم هست که خودم خواستم… نمیخوام زندگی شما تحت تاثیر این اتفاق باشه…

و خدا را شاهد میگیرم بغض گلویم داشت خفه ام می کرد… من تنها ترین دختر دنیا …

تمام دخترانگی و هستیم را به تاراج بردم… و به فکر

تاثیرش در زندگی این مرد سنگی بودم… من عاشق نبودم… مجنون بودم‌…

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 412

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

هم اتاقی

اين داستان، كاملاً آرمانى است و تمام موضوعات از ذهن مؤلف نشات…

ادامه مطلب

تالان

تالان" روایت زندگی ادهم است. گرگ زخمی که به ­خاطر عشقش "نازخاتون"…

ادامه مطلب

رگ خواب

دانلود رمان رگ خواب pdf از سارا ماه نو با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

آخرین گلوله

سرگرد بردیا محمدی پس از ماه ها تلاش برای دستگیری امیرسام دلاوری…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان چشم رنگی های شیطون pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان چشم رنگی های شیطون pdf از نامشخص با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

تنگنای هیاهو

دانلود رمان تنگنای هیاهو pdf از فیروزه شیرازی  با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

همسایه ما

اطلس دختر ساده و معصومی که با اومدنِ همسایه‌ی جدیدشون درگیر رازهای…

ادامه مطلب

محافظ ماه

دانلود رمان محافظ ماه pdf از شقایق برنا  با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (2)

ثبت نظر جدید

  • fatemeh

    سلام لینک دانلودش که نیس کلا

    • feri مدیر در پاسخ به fatemeh

      سلام دوست عزیز بررسی شد

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.