در حال انتشار رمان بغض محیا
خلاصه داستان:
محیا عاشقانه پسرعمهاش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمهای که او را نمیبیند و هیچ حسی به او ندارد. دو سال قبل به اصرار پدرهایشان صیغه هم میشوند؛ صیغهای که امیرعباس ناراضی از آن بود و بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد. محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام صیغه بین خودشان، از امیرعباس میخواهد حق محرمیت را ادا کند و ..
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان بغض محیا pdf از سپیده تهرانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان بغض محیا
محیا عاشقانه پسرعمهاش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمهای که او را نمیبیند و هیچ حسی به او ندارد.
دو سال قبل به اصرار پدرهایشان صیغه هم میشوند؛ صیغهای که امیرعباس ناراضی از آن بود و
بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد.
محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام صیغه بین خودشان، از امیرعباس میخواهد حق محرمیت را ادا کند و ..
قسمتی از رمان
تکانی به خودم دادم… ملافه را از دور خودم بازکردم و داخل سبد گوشه اتاق انداختم… وارد حمام شدم…
شاید آب کم کند ازین درد طاقت فرسا… هم روحم زخمی بود هم تنم دردمند… اشکم چکید… با خودم تکرار کردم…
انتخاب خودت بود محیا… به سختی تنم را شستم و لباس پوشیدم… قدم هایم سنگین بود…
سرم گیج میرفت و حال تهوع امانم را بریده بود… از اتاق بیرون آمدم روی مبل نشسته بود…
با دیدنم از جا بلند شد بیرون رفت… بی انکه کمکم کند از کنارم گذشت…
بی تفاوت و قلبم بیشتر مچاله شد… ای کاش اشکم نچکد…
دیوار را تکیه گاهم کردم و خودم را تا آسانسور رساندم… داخل
ماشین نشستیم… و انگار زمان به دو ساعت پیش برگشته… انگار هیچ اتفاقی نیفتاده…
واقعا هم نیفتاده بود… تنها من تباه شده بودم… اخمش غلیظ تر از همیشه بود…
می خواستم حرف بزنم… لب فشردم… و زبانم باز شد… -پسر عمه میخوام امشب و فراموش کنید لطفا…
برای همیشه… من به مادرهم میگم فردا بریم محضر تا صیغه رو باطل کنیم… لبم را گاز گرفتم از شرم…
یادم هست که خودم خواستم… نمیخوام زندگی شما تحت تاثیر این اتفاق باشه…
و خدا را شاهد میگیرم بغض گلویم داشت خفه ام می کرد… من تنها ترین دختر دنیا …
تمام دخترانگی و هستیم را به تاراج بردم… و به فکر
تاثیرش در زندگی این مرد سنگی بودم… من عاشق نبودم… مجنون بودم…
قیمت46000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان چشم رنگی های شیطون pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان چشم رنگی های شیطون pdf از نامشخص با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (2)
ثبت نظر جدید
سلام لینک دانلودش که نیس کلا
سلام دوست عزیز بررسی شد