آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / بزرگسال / ترس رهایی
ترس رهایی
در حال انتشار

رمان ترس رهایی

نام رمان: ترس رهایی
ژانر: عاشقانه، بزرگسال
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: ریحانه علی کرم
صفحات: 1945

خلاصه داستان:

با سرمای بیش از حدی، چشمام باز شد! نمیتونستم تشخیص بدم کجام؟!انقدر همه جا تاریک بود که نمیفهمیدم من کور شدم یا اینجا هیچ روزنه‌ای به بیرون و روشنایی نداره؟گنگ و گیج و سردرگم توی خودم جمع شدم، مگه بعد از اون چیزی هم مهم بود که بخوام بهش فکر کنم؟!اصلا، کور هم شده باشم! بهتر! به قول یه شاعر که میگفت: -شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!مگه بدون تو، چیزی توی این دنیا مونده که قشنگ باشه و دلم بخواد ببینم! دیدی کیان؟!دیدی چیکار کردی باهام؟! تو که تنهاییمو دیدی، چرا تنهاترم کردی؟! مگه قول ندادی بمونی؟؟

IRT 53,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان ترس رهایی (دو جلد) pdf از ریحانه علی کرم

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان ترس رهایی

با سرمای بیش از حدی، چشمام باز شد! نمیتونستم تشخیص بدم کجام؟!

انقدر همه جا تاریک بود که نمیفهمیدم من کور شدم یا اینجا هیچ روزنه‌ای به بیرون و روشنایی نداره؟

گنگ و گیج و سردرگم توی خودم جمع شدم، مگه بعد از اون چیزی هم مهم بود که بخوام بهش فکر کنم؟!

اصلا، کور هم شده باشم! بهتر! به قول یه شاعر که میگفت: -شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!

مگه بدون تو، چیزی توی این دنیا مونده که قشنگ باشه و دلم بخواد ببینم! دیدی کیان؟!

دیدی چیکار کردی باهام؟! تو که تنهاییمو دیدی، چرا تنهاترم کردی؟! مگه قول ندادی بمونی؟؟

قسمتی از رمان

روی زمین نشستم و پاهام رو توی شکمم جمع کردم، درد دلم خیلی زیاد شده بود ولی اهمیت نمی دادم

دیگه چیزی برای اهمیت دادن وجود نداشت، حداقلش این بود که خیالم راحت بود که بی همه چیز اون توی شکمم نطفه نبسته!

بعد از مدتی از جام بلند شدم و به خودم نگاه کردم، کثیف بودم، همه جونم کثیف بود

اصلا دلم می خواست پوست تنم رو بکَنم و بندارم دور، نگاهی به اطراف انداختم و

رفتم سمت در اتاق و محکم کوبیدم به در بلکه صدام به یکی برسه!

هرچی خودم رو به در و دیوار کوبیدم ولی فایده نداشت، کسی حتی نیومد بگه این دیوونه چشه

که داره اینجوری همه خونه رو به هم میریزه؟! شاید داره میمیره! اصلا… من بمیرم… کسی متوجه میشه؟!

چشمام بازم سوخت، واقعا کسی نبود که بفهمه! کسی رو نداشتم که براش مهم باشم!

حتی هوتن، برادری که به خاطرش توی تمام این خطرات افتادم هم، من براش مهم نبودم!

خودم رو به تخت رسوندم و روش دراز کشیدم! روی تخت،

توی خودم جمع شدم، چشمام رو بستم و دستم رو روی شکمم گذاشتم تا دردش رو ساکت کنم.

با بستن چشمام، صحنه های اتفاقایی که برام افتاده بود، دونه دونه جلوی چشمم نقش میبست

دلتنگی کیان داشت خفم می کرد، دلتنگ بودم، برای مردی که زخم میزد ولی…

ولی خودش مرحم زخمم بود! برای مردی که بازوهاش پناه من شده بود

برای مردی که ضربان قلبش، صدای ارامبخش شبام شده بود! برای مردی که…

دیگه نداشتمش اما با همه نبودن و ندیدنش…

 

قیمت53000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 714

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

حنای بی رنگ

دانلود رمان حنای بی رنگ pdf از فاطمه سالاری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

گناه مقدس

«سید معراج صارمی..مرد 38ساله خیّر و نیکوکاری که یه شهر به اسمش…

ادامه مطلب

ازدواج به سبک رابین هود

هامین ظاهرا درمان شده! اما هنوز برای ارتباط گرفتن با جنس مخالف…

ادامه مطلب

عسل طاهری

دانلود رمان نیمه شب اتفاق افتاد pdf از عسل طاهری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان به یاد مانده pdf از شادی داوودی با لینک مستقیم

دانلود رمان به یاد مانده pdf از شادی داوودی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان آخر یه رویا pdf از غزلی لینک مستقیم

دانلود رمان آخر یه رویا pdf از غزلی لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان منو نشکن pdf از مرضیه الف با لینک مستقیم

دانلود رمان منو نشکن pdf از مرضیه الف با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان دیوانه و دلبر pdf از زهرا عابدی با لینک مستقیم

دانلود رمان دیوانه و دلبر pdf از زهرا عابدی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.