آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf از اقلیما
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دریاب مرا که شکسته ام
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    اقلیما
  • صفحات
    378
خلاصه رمان

تمام کسایی که سرور رو می‌شناسن، می‌دونن که اون برای پول با سیاوش که سی سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد.اما سرور با وجود زندگی مرفهی که داره، به همسرش خیانت می‌کنه.بعد از فوت ناگهانی سیاوش و برگشتن پسر خوانده‌ش اتابک، سرور مجبور می‌شه با کارهایی که کرده روبه‌رو شه. این وسط رازی وجود داره، رازی که به ما نشون می‌ده هیچکس اونی که تظاهر می‌کنه نیست.. اما این تمام داستان نیست...

دانلود رمان دریاب مرا که شکسته ام pdf از اقلیما

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دریاب مرا که شکسته ام

تمام کسایی که سرور رو می‌شناسن، می‌دونن که اون برای پول

با سیاوش که سی سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد.

اما سرور با وجود زندگی مرفهی که داره، به همسرش خیانت می‌کنه.

بعد از فوت ناگهانی سیاوش و برگشتن پسر خوانده‌ش اتابک، سرور مجبور می‌شه

با کارهایی که کرده روبه‌رو شه. این وسط رازی وجود داره، رازی که به ما نشون می‌ده

هیچکس اونی که تظاهر می‌کنه نیست.. اما این تمام داستان نیست…

قسمتی از رمان

سرور نگاهش را از ظرف کره و مربا گرفت و به بیتا چشم دوخت که با فرم مدرسه

کنارش نشسته و هرچه دستش می‌امد را می‌خورد. -عزیزم آرومتر بخور.

اتابک از آن سمت میز غذا خوری چوبی اعتراض کرد: چیکارش داری بذار راحت باشه!

خانم بزرگ که گویی بالاخره سربازی در جناح خودش پیدا کرده باشد، گفت:

اتابک جان دلش نمی‌سوزه دیگه، بچه خودش که نیست! لقمه رو دست سرور ماند و

بهت زده به او چشم دوخت. تا به حال کسی این چنین این مورد را به رویش نیاورده بود!

نگاهش به سمت بیتا چرخید. سرش را پایین انداخته بود و خطوط فرضی روی میز می‌کشید.

سرور برای هرکس که بد و زننده و گستاخ بود، برای بیتا تمامش را به عنوان یک مادر گذاشته بود!

برای بیتایی که از دو سالگی مادرش را از دست داده و از آن موقع سرور او را بزرگ کرده بود.

سرور بود که هنگام کابوس، بیتا را در آغوش می‌کشید و به او اطمینان می‌داد

که هیولای زیر تخت واقعی نیست و در تولدها برایش کیک توت فرنگی درست می‌کرد.

دست کوچک بیتا روی دستش نشست. سرور چهار انگشت بیتا را در دست گرفت و لبخندی به او زد.

-بیتا هرموقع که صبحونه زیاد می‌خوره کافیه که توی مدرسه سر یه مسئله کوچیک

اضطراب بگیره تا حالش بد شه و سرم بزنه. حق دارید این قضیه رو ندونید،

این موضوع رو مادر بزرگش نه…  به اتابک نگریست و ادامه داد: کسی که اون رو سالی دوبار می‌بینه نه

کسی حق نداشت او را جوری خطاب کند که انگار زحمت‌هایش برای بیتا هیچ بوده

بنابراین جدی گفت: مادرش می‌دونه! خان دایی دستی بر سیبیلش کشید و

معترض از جو پیش آمده، انتهای چنگالش را روی میز کوبید و گفت: صبحونتون

رو بخورید.

 

قیمت43000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 438

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین