در حال انتشار رمان در بند عشق
خلاصه داستان:
دانلود رمان در بند عشق pdf از سمیرا احمدی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر ژانر رمان: عاشقانه،اربابی خلاصه رمان در بند عشق من ماهرخ فقط 15 سالم بود که خونبس پسر ارباب شدم. اون پزشک روستا بود، مردی پر جذبه که از زن اولش بچه دار نمیشد… همونقدری که هیبت اش من و میترسوند […]
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان در بند عشق pdf از سمیرا احمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اربابی
خلاصه رمان در بند عشق
من ماهرخ
فقط 15 سالم بود که خونبس پسر ارباب شدم. اون پزشک روستا بود، مردی پر
جذبه که از زن اولش بچه دار نمیشد…
همونقدری که هیبت اش من و میترسوند اون هم از من متنفر بود برای همین
میگفت نمیخواد ازم بچه دار بشه…
ولی بلاخره به اصرار مادرش شبی جلوی چشمای زنِ اولش…
رمان های پیشنهادی:
دانلود رمان عموزاده
دانلود رمان هبت و عشق
بخشی از رمان
با صدای شلیک گلوله از خواب پریدم گلرخ قبل از من خودشو به در رسوند
_یا فاطمه ی زهرا ،بدبخت شدیم
دل آشوب شدم
_چی شده !؟
جوابی به سوالم نداد ،این عادت گلرخه چون من کوچکترین بچه ی خونه بودم
همیشه نادیده گرفته میشدم،
لحاف کرسی رو کنار زدمو خودم رو به گلرخ رسوندم
جلوی در جمعیت زیادی جمع شده بودن و صدای شیون مادرم شنیده میشد
_چی شده !؟ این همه ادم اینجا چکار میکنن!؟
گلرخ بدون جواب دادن به من چارقدش را سر کرد و سمت در دوید
هراسون خودمو به حیاط رسوندم چند نفر از همسایه ها شاهرخ رو کشوندن داخل
خونه یقه اش پاره شده و صورتش از خشم زیاد کبودشده بود و
عربده میزد و به خان ده بالا فحش میداد،صدای دادو بیداد مردان از بیرون شنیده
میشد هر لحظه که میگذشته جمعیت بیشتری
جلوی در خونه جمع میشدن ،چند روزی میشد بحث پسر بزرگ خان ده بالایی توی
خونمون بود ،
زنان همسایه حرفایی پشت سر مادرمو اون پسر میزدن بابا و شاهرخ همیشه با مادر
دعوا میکردن و اجازه نمیدادن از
خونه بیرون بره دیشب هم بابا و شاهرخ سر شام داشتن باهم بحث میکردن و قسم
خوردن اگه شهروز خان رو این طراف ببینن حتما میکشنش .
بیرون رفتم تا مادرم رو ببینم چشمم به خون ریخته شده ی کف زمین خورد وحشت
کردم
خاتون وسط جمعیت نشسته بود و به صورتش چنگ میزد و شیون میکرد خواستم
خودمو به خاتون برسونم که
دستم کشیده شد عمو علی بود از جمعیت فاصله گرفتیم به کوچه ی پشتی رفتیم
اطراف رو چک کرد و دوباره برگشت سمتم
_ ماهرخ زود برو یه بقچه بردار لباسای محمد رو بریز تو بقچه لباس گرماشو یادت
نره بدو دختر اینجا منتظرم..
قیمت47000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان آخرین بوسه pdf از مهسا 93 با لینک مستقیم
دانلود رمان آخرین بوسه pdf از مهسا 93 با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود رمان کنت دراکولا pdf از مهراد محسنی بیرجندی با لینک مستقیم
دانلود رمان کنت دراکولا pdf از مهراد محسنی بیرجندی با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان (8)
ثبت نظر جدید
خیلی قشنگ بود
این رمان عالیه پیشنهادش میکنم بهتون
داستان فوق العاده زیباست قلم نویسنده محشره ما هر داستانی از خانم سمیرا احمدی خوندیم آنقدر زیبا بود که غرق در آن زمان میشدیم ممنونم از ایشون ❤
من این رومان رو خریدم ولی فایل رومان هبت و عشق برام اومده
سلام دوست عزیز به پشتیبانی سایت پیام بدید
واقعا ارزش خوندن داره👌👌👌
یکی از بهترین رمان های آنلاینی که دارم میخونم خداروشکر فایلش اومد
این رمان چند پارت هستش؟