
دانلود رمان برف جنوب pdf از زهرا بهاروند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،جنایی
همه چیز از روزی شروع میشود که لنایِ سیزده ساله، به خانه میآید و مادرش را غرق در خون میبیند! آلت قتاله اما در دست کسی است که لنا به او میگوید “پدر!”قصه از یک قتل خانوادگی شروع میشود و امتداد آن میرسد به عمارت حاج راشد فلاح که دیوارهایش بوی خون میدهند و زندگیِ سرایداری، کنار کسانی که همخون لنا هستند و در عین حال، دور و غریباند.فردین تنها کسیست که به دخترک پر از ترسِ داستان نزدیک میشود؛ اما یک داغ روی پیشانیِ لناست؛ او دختر یک قاتلاست..
قسمتی از متن رمان
«این را پرسید، به آرامی و با لحنی که حسرتش را میشد دستچین کرد. گفت و نگاهش را دوخت به زن سیوچندسالهی مقابلش که موهای نسکافهای روشن داشت و یک رژلب مات، تنها آرایش چهرهی مغمومش بود.ــ سخت بود. همیشه سختتر از شروع، تموم کردنه.زن، بعد از گفتن این حرفها، دستش را به لبهی فنجان کوچک قهوهای کشید که در دست داشت. نگاهش را دور داد در فضای اطرافشان و روی میزهای چوبی خالی دورشان مکث کرد.لبخند تلخی زد و گفت:ــ کی فکرش رو میکرد بعد از کلی سال، این موقع و این شکلی، همدیگه رو ببینیم؟مَرد، با خیرگی نگاهش کرد؛ به چشمهایش، به موهایش، به لبهایش. بعد از مکثی کوتاه، لبخند نیمبندی زد و گفت:ــ سفید کردی دختر رضازرگر.زن، آهسته خندید. تکیهاش را به پشتی صندلیاش داد و نفس سنگینش را رها کرد. بازدمش، شبیه یک آه طولانی بود. با غمی که در صدایش قابل حس کردن بود، گفت:ــ هنوزم وقتی این شکلی صدام میزنی…بهیکباره صدایش خاموش شد و مرد مقابلش، با تمنا پرسید..



















