آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / دچارت نیستم
دچارت نیستم
در حال انتشار

رمان دچارت نیستم

نام رمان: دچارت نیستم
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سمیرا ایرتوند
صفحات: 1812

خلاصه داستان:

لب‌های تو طعمی از سیب نخستین دارند، و من، همچون حوّای نخستین، در وسوسه‌شان فرو می‌افتم بهشت برای من نه در آسمان، که در آغوش توست؛ همان‌جا که لب‌های ممنوعه‌ات، راز خلقت را نجوا می‌کنند.
IRT 48,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان دچارت نیستم pdf از سمیرا ایرتوند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دچارت نیستم

لب‌های تو طعمی از سیب نخستین دارند، و من، همچون حوّای نخستین، در وسوسه‌شان فرو می‌افتم
بهشت برای من نه در آسمان، که در آغوش توست؛ همان‌جا که لب‌های ممنوعه‌ات، راز خلقت را نجوا می‌کنند.
قسمتی از رمان

توضیحات کاوه گیج کننده بود با همان گیجی سرم را تکان دادم و گفتم:اونوقت چرا من؟_با ما بیا هم تو راحت میشی هم ما.خیلی وقت بود در ذهنم دنبال راه حلی بودم تا تکلیفم با شهره مشخص شود…اما هیچ وقت به رفتن فکر نمی‌کردم من از رفتن متنفر بودم دل کندن از درخت انار مادرم ممکن نبود کاوه انگار ذهنم را خواند.

_قرار نیست همه چیز تو از دست بدی تو دوباره بر می‌گردی. _چرا انتظار دارین من بیام ور دل برادر شما؟با این تعریفایی که کردین حتمی پرتم می‌کنه بیرون. از در شوخی وارد شدم…اما کاوه امروز در جدی‌ترین حالت ممکن داشت برای آینده‌اش خط و نشان می‌کشید._اتفاقا مهمون خط قرمزشه اون جلو مردم نقاب میزنه به صورتش و نقش یه برادر دلسوز و برامون بازی میکنه…تو بیا قول میدم پشیمون نشی._ من واقعا می‌ترسم. _دوست داری خونه‌ی پدریتو پس بگیری؟

می‌گفتی عاشقشی و با مامانت کلی خاطره‌ی قشنگ داری درخت انار تو حیاطتون رو مامانت کاشت آره؟با این حال قلبم تکانی خورد چهره ی مامان مقابل چشمانم نقش بست و نگاه آخرش…آخ از اشک هایی که در چشمش حلقه زده و آماده ی باریدن بودند.بغض کلامش دم رفتن هنوز هم در گوشم میپیچید و اگر بابا نبود زیر بار حرف هایی که شنیدم امکان نداشت دوام می آوردم..آدم ها مصر بودند مرا له کنند اما بابا آمد و جلوی تک تکشان سینه سپر کرد.تکشان سینه سپر کرد._ خودم کمکت میکنم حقتو بگیری_چرا کمکم میکنی._چون تو کمکم میکنی سهممو بگیرم. منم برات وکیل میگیرم، تمام هزینه هاش با من راضی نبودی کم کم پسش بده شهره نباشه می‌تونی پس انداز کنی.

یا او فارسی حرف نمی زد یا من فارسی نمی‌فهمیدم شاید هم گوش‌هایم مشکل پیدا کرده بودند._کسی که قراره داداشتون رو راضی کنه منم؟ یا استایلش دختری مثل منه؟ نکنه قراره بیام و عاشقش کنم! کیانا هم که تا آن لحظه مثل من گیج به نظر می آمد با شنیدن حرفم پقی زیر خنده زد آنقدر خندید تا اشک از چشمانش جاری شد.

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 596

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

بهار که بیاید

دانلود رمان بهار که بیاید pdf از فاطمه ایمانی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

فری آلبالو

دانلود رمان فری آلبالو pdf از محمدرضا عباس زاده با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

طلوع بی کینه

داستان نرگس و مهرداد، با یه عشق رؤیاگونه شروع شد؛ عشقی که…

ادامه مطلب

بغض ترنج

ترنج سال‌هاست که بارِ عشقِ یک‌طرفه‌ی پسرعمویش برسام را به دوش می‌کشد؛عشقی…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان بی خوابی یا جادوی چشمان او pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان بی خوابی یا جادوی چشمان او pdf از بیتا تقوی با…

ادامه مطلب

دانلود رمان همیشه عاشقتم pdf از BMW6 با لینک مستقیم

دانلود رمان همیشه عاشقتم pdf از BMW6 با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF   نویسنده…

ادامه مطلب

مافیای بندر

کتاب مافیای بندر در مورد سارینا دختری تنها و خود ساخته و پسری…

ادامه مطلب

دانلود رمان آرمینا pdf از خزون با لینک مستقیم

دانلود رمان آرمینا pdf از خزون با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.