
دانلود رمان بهار که بیاید pdf از فاطمه ایمانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان : عاشقانه
مهران مبرهن نامزد انتخابات مجلس طی یک تصادف ناخواسته باعث مرگ مردی از تبعه ی افغان میشه و برای اینکه
این مسئله باعث خراب شدن برنامه هاش نشه, برادر بزرگترش مهراب خودشو معرفی میکنه و با اینکار ,ناخواسته درگیر
زندگی تنها بازمانده ی اون مرد؛ دختر خود ساخته و مغروری به اسم تیلا میشه.
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان اجبار هوس
دانلود رمان خانزاده مغلوب
قسمتی از رمان
باز هم یکی از همان باران های موسمی اواخر پاییز گیلان بود
که قطراتش پی در پی و بی امان به شیشه ی جلوی ماشین می کوبید و
آسمان انگار در آن نیمه شب پاییزی قصد آرام گرفتن نداشت
مهران خسته و بی رمق نگاهش را به خیابان های تقریبا خلوت
رشت دوخته و حداکثر سرعتش به هفتاد نمی رسید روی فرمان
خم شده بود تا دید بهتری داشته باشد همین ده دقیقه ی پیش بود
که از آن مهمانی کذایی بیرون زده و نگاه های راضی و
خوشحال نائب را پشت سرش جا گذاشته بود
با خودش فکر کرد این اولین باری بوده که رضایت را
درچشمان این مرد می دید وحاال بیشتر از هرلحظه ی دیگری
احساس سبکی می کرد شاید امشب که کنار همسر پا به ماهش
سر روی بالین می گذاشت، خواب آرامی در انتظارش بود
دست پیش برد و دکمه ی منتهی به یقه ی لباسش را باز کرد و
کمی از آن فرم رسمی و عصا قورت داده خارج شد دستی به ته
ریش منظم و مختصرش کشید و حس کرد دارد راحت تر نفس
می کشد مهمانی خوب پیشرفته و مهران هم خودش را آنقدری خوب
نشان داده بود که معاون وزیر به انتخاب نائب مهر تایید بزند و
چشم بپوشد به آن ارتباط خانوادگی که این دو مرد را بهم نسبت می داد
هیچ گاه در ارتباطش با نائب این ارتباط خانوادگی و عواطف….



















