آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / انتقامی / راز ققنوس
راز ققنوس
در حال انتشار

رمان راز ققنوس

نام رمان: راز ققنوس
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: لیلا رحمان آزاد
صفحات: 581

خلاصه داستان:

دانلود رمان راز ققنوس pdf از لیلا رحمان آزاد با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  موضوع رمان: عاشقانه خلاصه رمان راز ققنوس نگاه اسمان لبریز از اشک بود سایه ی نگاه غم الودش تمام شهر را پوشانده بود.. غرق وجود اش که میشدم چهره ی بق زده اش دل ازرده ام میکرد اما […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان راز ققنوس pdf از لیلا رحمان آزاد

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان راز ققنوس

نگاه اسمان لبریز از اشک بود سایه ی نگاه غم الودش تمام شهر را پوشانده بود..

غرق وجود اش که میشدم چهره ی بق زده اش دل ازرده ام میکرد اما نمیدانم چرا؟

نمیدانم چرا بغض سنگ شده ی اسمان نمی شکست! شاید او هم دلگیر بود..

همچون من.. همچون او.. همچون سرنوشت.. سرنوشتی که بی اراده مرا در

بند او اسیر کرد اما وی، رهایم کرد در غبار تنهایی های تقدیر.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان نجوای آرام

دانلود رمان چیاکو

دانلود رمان دنیای ناآرام

قسمتی از رمان

با به صدا در اومدن، زنگ تفریح هیاهوی گفتگوی بچه ها بلند شد و

هرکدوم با گفتن، خسته نباشین خانم کلاس رو ترک کردن.

حین جمع کردن لوازمم از روی میز، پاسخ انرژی مثبت شون رو با لبخند جواب دادم

چادرم رو روی سرم تنظیم کردم، کیفم رو روی دوشم انداختم و با قدم های کوتاه، از کالس خارج شدم.

پس از خداحافظی با همکارانم از میون پسر بچه های قد و نیم قد گذشتم و راهی خونه شدم.

امروز هم مثل روز های دیگه از پا افتادم، سر و کله زدن با پسر بچه های دبستانی کار بسیار دشوار و سخت بود.

همین موضوع باعث خستگی بیش از حد و اندازه ی من میشد.

اما من عاشق شغلم بودم و سعی میکردم هرروز پر انرژی تر از روز قبل تو محل کارم حاضر بشم.

رو به روی در ایستادم و مشغول پیدا کردن کلید دستیم داخل کیفم شدم،

پس از یافتنش با یک چرخش در و بازکردم.

وارد راه پله ی اپارتمان دو طبقه ای مون شدم، پله هارو دوتا یکی کردم و به در واحدمون رسیدم.

بعد از وارد شدنم به منزل با صدای بلندی سلام کردم انتظار، برای گرفتن جوابی نشدم و هنگام رفتن به اتاق،

اندام مادرم پشت به من بود و مشغول پختن شام.

حین وارد شدنم به ارومی گفتم: _سالم.

مامان بدون برگردوندن سرش بامهربونی گفت:

_ سلام فریحا جان خسته نباشی مادر.

روی صندلی نشستم و سرم رو روی میز گذاشتم و به ارومی گفتم:

_مرسی مامان جان! گرسنمه شام چی داریم؟

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1 / 5. تعداد رای : 1

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

 دانلود رمان مهرنوش pdf از فاطم.ر با لینک مستقیم

 دانلود رمان مهرنوش pdf از فاطم.ر با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  …

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق هرزه من pdf از ندا.م.ح با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق هرزه من pdf از ندا.م.ح با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان حس خوب فراموشی pdf از عاطفه حمیدپور با لینک مستقیم

دانلود رمان حس خوب فراموشی pdf از عاطفه حمیدپور با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان شروعی دیگر pdf از زهرا ربیعی با لینک مستقیم

دانلود رمان شروعی دیگر pdf از زهرا ربیعی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان نامزد من pdf از امیر خان با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

دانلود رمان نامزد من pdf از امیر خان با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان خاک غریب pdf از فریده شجاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان خاک غریب pdf از فریده شجاعی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

یک سیب و دو آدم

رمان ِ "یک سیب و دو آدم" روایتگر زندگی دختری ساده به…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق کیلویی چند pdf از دخی وروجک با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق کیلویی چند pdf از دخی وروجک با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.