در حال انتشار رمان غرق در آتش
خلاصه داستان:
معتقدند درزندگی حق انتخاب داریم... اماگاهی سرنوشت خوزش میبرد و می دوزد و تنمان می کند ساغر دخترسرهنگ حاتمی،گله مندازمحدودیتهای زندگی خودش است که به واسطه شغل و موقعیت پدرش برای او رقم خورده همیشه به دنبال راهی بودتااز ان زندگی فرارکند... همه چیز ریتم خسته کننده ی خود را در زندگی او داشت تااینکه به جرم قتل عمد دستگیرشد رسوایی بارامده قابل جبران نبود... بازداشت شدن دخترسرهنگ حاتمی و ازهمه بدتر شهادت دوستان ساغر علیه او در دادگاه بود... همه چیز به قدری واقعی به نظر می رسد که خودش هم گاهی باورمی کند ارسلان ابرودی را خودش به قتل رسانده...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان غرق در آتش pdf از SEPIDAR77
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،پلیسی
خلاصه رمان غرق در آتش
معتقدند درزندگی حق انتخاب داریم… اماگاهی سرنوشت خوزش میبرد و می دوزد و تنمان می کند
ساغر دخترسرهنگ حاتمی،گله مندازمحدودیتهای زندگی خودش است که به واسطه شغل و
موقعیت پدرش برای او رقم خورده همیشه به دنبال راهی بودتااز ان زندگی فرارکند…
همه چیز ریتم خسته کننده ی خود را در زندگی او داشت تااینکه به جرم
قتل عمد دستگیرشد رسوایی بارامده قابل جبران نبود… بازداشت شدن دخترسرهنگ حاتمی و ازهمه
بدتر شهادت دوستان ساغر علیه او در دادگاه بود… همه چیز به قدری واقعی به نظر می رسد
که خودش هم گاهی باورمی کند ارسلان ابرودی را خودش به قتل رسانده…
قسمتی از رمان
هر صبحی که او را با این چادر نقش دار درحال نماز خواندن می بیند فکر می کند
او هنگام نماز نورانی دیده می شود. نه کس دیگری ، فقط اوست که هنگام نماز خواندن این گونه دیده می شود.
شاید چون او واقعا معصوم است ، یک معصوم دوست داشتنی!
کم کم پلک هایش گرم می شوند که با صدای صبح بخیر معصومه به سختی چشم باز می کند.
لبخندی به رویش می زند و می گوید: قبول باشه.
معصومه در حالی که چادرش را تا می زند می گوید: قبول حق باشه.
چادر را در کیفش جا می دهد و می گوید: باز خواب می دیدی که.
ساغر با لبخند می گوید: همون خواب قبلیه نبود. یعنی بود ولی فرق داشت.
معصومه متعجب می پرسد: چه فرقی؟
قبل از اینکه لب باز کند صدای بلند اکرم مانعش می شود: چه خبرتـــونه؟ سر صبحی رم کردین باز؟
ساغر با اخم می خواهد چیزی بگوید که معصومه مانعش می شود و با صدایی آرام می گوید:
شرمنده حواسمون نبود.
اکرم چرخی روی تختش می زند و ملافه اش را بغل می کند: هر روز همینو می گه. خبر مرگش…
صدایش آرام تر می شود و به گوش نمی رسد. ساغر با صدایی آرام لب می زند:
چرا میذاری سوارت بشن؟ اصلا اون کیه که…
قیمت44000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان کی فکرش رو می کرد pdf با لینک مستقیم
دانلود رمان کی فکرش رو می کرد pdf از دختر باران و pitishka…
ادامه مطلبدانلود رمان سیگار قلبی pdf با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
دانلود رمان سیگار قلبی pdf از شقایق.ب با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید