آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
پرتو
در حال انتشار

رمان پرتو

نام رمان: پرتو
ژانر: عاشقانه، اجباری، خدمتکاری
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: مرضیه مقدمی،یسنا شهرکی
صفحات: 139

خلاصه داستان:

دانلود رمان پرتو pdf از مرضیه مقدمی،یسنا شهرکی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF  موضوع رمان: عاشقانه خلاصه رمان پرتو داستان درباره ی پرتوی قصه ماست که خدمتکار یه عمارته و مجبور به ازدواج با پسر زخم خورده ی این عمارت میشه پسری که همسرش بهش خیانت کرده و.. رمان پیشنهادی: دانلود […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان پرتو pdf از مرضیه مقدمی،یسنا شهرکی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان پرتو

داستان درباره ی پرتوی قصه ماست که خدمتکار یه عمارته و مجبور به ازدواج با

پسر زخم خورده ی این عمارت میشه پسری که همسرش بهش خیانت کرده و..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان کاباره

دانلود رمان سرنوشت هوسباز

دانلود رمان ارباب شاهین

قسمتی از رمان

خیره به دمپایی تو پام با خودم فکر میکردم که چطوری ھم برم خرید کنم و غذا

درست کنم ای کاش به خانم میگفتم کھ این جوری ممکنه از شدت خستگی کیفیت کار

ھا و غذاھا پایین بیاد و کمی تا اندکی مھمونی بھم بخوره….

اما من نمیتونم ھمچیندرخواستی ازشون کنم….

مگه من کیم؟؟؟…. یهخدمتکار که تازه شیش ماھه شروعبه کار کرده….

بعد بیام پرو پرو تو چشمای خانم زل بزنم و بگم : خانم من نمیتونم ھم

خرید کنم و ھم غذا درست کنم… نه خیلی بد میشه این اولین مھمونی که داره تو این

عمارت برگزار میشه و من مسئول تدارکات و غذاھام …نچ.. زشته… نمیشه… با گفتن

این حرفا با خودم از جام بلند شدم و به سمت یخچال رفتم دوتا لیست غذاھا و خرید ھا

ھردو به در فریزر با خودکاری کھ ھمیشه تو جیب لباسم بود شروع کردم به اضافه و

کم کردن خرید ھا غرق کارم بودم کهبا شنیدن زنگ مخصوص اتاق خانم با عجله از

روی صندلی بلند شدم و به سمت راه پله راه افتادم تو آیینه ی راھرو نگاھی به لباسام

کردم کھ مبادا نامرتب و نامنظم به نظر بیام… جلوی در کنده کاری خانم رسیدم با دو

انگشت اشاره و شستم ضربه ی آرومی به در زدم که پس از چند دقیقه صدای ملیح اما

جدی خانم که میگفت : بفرمایید و شنیدم با استرس دوباره دستی به لباسم کشیدم و بسم

و اللھی زیر لب گفتم و وارد شدم خانم رو صندلی رو به پنجره اتاق نشسته بود و

داشت کتاب ربه کا رو میخوند با صدای در بدون اینکه برگرده عینکشو از چشماش

برداشت و ھمراه با کتاب گذاشت رو میزی که لیوان نوشیدنی محبوبش رو اونجا

گذاشته بود…. با لبخند برگشت و به من نگاه کرد با صدای زیباش منو دعوت به

نشستن کرد دوباره با استرس به لباسم دست کشیدم و با گام ھای کوتاه به سمت صندلی

دیگری که کنار صندلی دیگری که کناره صندلی خانم بود رفتم و نشستم.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 28

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

دانلود رمان سارای pdf از شیدا ناصری با لینک مستقیم

دانلود رمان سارای pdf از شیدا ناصری با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان پیغام عشق pdf از مهدیه رزازپور با لینک مستقیم

دانلود رمان پیغام عشق pdf از مهدیه رزازپور با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان شیطان کیست pdf از آمنه محمدی هریس با لینک مستقیم

دانلود رمان شیطان کیست pdf از آمنه محمدی هریس با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان لبخند ابلیس pdf از فرزانه شفیع پور لینک مستقیم

دانلود رمان لبخند ابلیس pdf از فرزانه شفیع پور لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

واپسین نگاه

دانلود رمان واپسین نگاه pdf از سمیه مهدیان با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان ملکه برفی pdf از نهال خجسته با لینک مستقیم

دانلود رمان ملکه برفی pdf از نهال خجسته با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

طرز نگاه عاشقانه ات

اگر دیدید کسی برایتان بی قرار و بی تاب است،بی تاب نگاهتان…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق یا عادت pdf از مهسا رمضانی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق یا عادت pdf از مهسا رمضانی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.