آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / طنز و کلکلی / گریزلی محبوب من
گریزلی محبوب من
در حال انتشار

رمان گریزلی محبوب من

نام رمان: گریزلی محبوب من
ژانر: عاشقانه، طنز، کلکلی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سارا فروغی زاده
صفحات: 413

خلاصه داستان:

دانلود رمان گریزلی محبوب من pdf از سارا فروغی زاده با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF موضوع رمان : عاشقانه،طنز،کلکلی خلاصه رمان گریزلی محبوب من ماجرای بهار دختر دانشجوییه که برادرش بهادر بدلیل ارتکاب قتل متواری شده و خانواده مقتول او را به عنوان خونبس به عقد برادر مقتول در میارن تا […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان گریزلی محبوب من pdf از سارا فروغی زاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه،طنز،کلکلی

خلاصه رمان گریزلی محبوب من

ماجرای بهار دختر دانشجوییه که برادرش بهادر بدلیل ارتکاب قتل متواری شده و خانواده مقتول او را به عنوان خونبس

به عقد برادر مقتول در میارن تا برادرش خودشو معرفی کنه. و برادر مقتول کسی نیست

جز جهان ایلچی استاد زبان فرانسه ی بهار…..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان مثل پیچک جلد اول

دانلود رمان مثل پیچک جلد دوم

قسمتی از رمان

 

اونروز یک روز عادی زمستونی بود… یا حداقل ،من اینجوری فکر میکردم….

آسمون صاف و آبی و هوا سرد بود ….درست مثل روز قبل و سالهای قبل در چنین روزی …اما…

بعدها معلوم شد یکروز عادی و معمولی نبوده و روز سرنوشت م ِن بیچاره بوده

روزی که سرنوشت من بدجور رقم خورد و باید تقاص گناهان یکی دیگه رو پس میدادم…

خسته از وررفتن با گوشی درب و داغونم (که بزور التماس و خواهش از

داداشم گرفته بودم )به حیاط نقلی خونه مون رفتم شاید سعید پشت پنجره

اتاقش بیاد و ببینمش و از دور واسش بوس بفرستم و با زبون اشاره با هم حرف بزنیم…

بروی تخت فلزی نشستم و در حالیکه مثلن به آسمون نگاه میکردم ،زیر چشمی

اتاق سعید را می پاییدم که ناگاه ،بهادر ،در حیاط را باز کرد و در حالیکه

پلاستیک سیاهی در دست داشت دوان دوان بسمت ساختمون

رمان گریزلی محبوب من سارا فروغی زاده

اومد:

_سلام داداش

_سلام …کسی خونه نیس ؟

_نه ،چیزی شده ؟

بهادر دوتا پله را یکی کرد و وارد هال کوچک خونه شد:

_مامان کجاس؟

پشت سرش رفتم:

_بیرونه …چیزی لازم داری ؟این چیه تو دستت؟ _چیزی نیس …تو پول داری ؟

گیج ومنگ به رفتار شتابزده و ترسانش میخ شدم: _پول ؟…نه زیاد …یه خرده تو کارتم هس…

_پس برو کارتت و برام بیار و مث احمقا بروبر نگام نکن! به اتاقش رفت و دررابست…

منکه نمیدونستم موضوع چی هست و باید چیکار کنم به اتاقم رفتم و به مادر

زنگ زدم …و مامان طبق معمول ،تو یکی از اون جلسات مذهبیش بود و جواب نمیداد

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.5 / 5. تعداد رای : 19

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

همخونه استاد

دانلود رمان همخونه استاد pdf از ناشناس با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

بچه بسیجی

دانلود رمان بچه بسیجی pdf از شادی قربانی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

عشاق شرور

دانلود رمان عشاق شرور pdf از متین با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

روزگار

داستان درمورد يه دختر به اسم ثمر كه تو بچگي پدر مادرشو…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان فرشته جهنمی pdf از سویل صابر با لینک مستقیم

دانلود رمان فرشته جهنمی pdf از سویل صابر با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود رمان عشق و اسارت pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق و اسارت pdf از فریبا آرامیان با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دانلود رمان گناهم عاشقی بود pdf از سیاوش با لینک مستقیم

دانلود رمان گناهم عاشقی بود pdf از سیاوش با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

قصه دلدادگی

دانلود رمان قصه دلدادگی pdf از پریسا اسدی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.