
دانلود رمان هیچکس من pdf از آذر اول
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری
رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستانی عاشقانه و هیجانی از زندگی دختری شر و بسیار شیطون به اسم مرضیه است که بعد از فوت مادرش، همراه پدرش به محلهای پایین نقل مکان میکند.
در رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستان از جایی شکل میگیرد که مرضیه، عاشق و دلباختهی حاج نعمت متعصب و شکاکی میشود که همسرش فوت شده و بر خلاف نارضایتی پدرش، دست به کاری میزند که حاج نعمت مجبور میشود با او ازدواج کند. اما ازدواج اجباری که مرضیه به مرور با دلبری و شیطنتهایش دلش را به مرضیه میبازد و….
قسمتی از رمان
سرمای زیادش گلویش میسوزد جای هادی را به ریشخند خالی میکند پیش خودش ! …با خورشید خداحافظی می کند می پیچد توی کوچه خودشان و از همان سر کوچه به در حیاط خانه همسایه زل میزند. ذوق شیرینی باز می پیچد توی دلش لبخند میهمان لبهای قلوه ای اش میشود. کلید به در حیاط میاندازد. برمی گردد و برای بار آخر به در بسته ی همسایه نگاه می کند .
هادی یک پایش را از زانو خم کرده و به دیوار آجری حیاط چسبانده مرضیه هم روی آخرین پله ای که به ایوان منتهی می شود، نشسته. فرخنده در را می بندد و از پله ها پایین می آید .
نفیسه وسط حیاط لی لی بازی میکند و زیر لب آواز می خواند
– بریم هادی جان ؟
هادی با قیافه ای ناراضی لب می زند
بريم من شماها رو تا اونجا برسونم بعد خودم باید برم جایی کار دارم .. بعداً می یام فرخنده تای چادر سیاهش را باز میکند. نیم نگاهی می اندازد به مرضیه و از هادی می پرسد .
وا… کار دارم چیه دیگه ؟ باز میخوای بری شب بیای .. عمه ناراحت میشه هادی آقا
مرضیه یواشکی لبش را به تمسخر کج و کوله میکند. ناراحت شدن نداره مادر من .. باید برم تا جای ممد باهاش کار دارم .. خیالت راحت تا شب نشده می یام دست بوس عمه خانم با بسته شدن در حیاط مرضیه نفس عمیقی می کشد.
– آخیش راحت شدم برین که ایشالا آخر شب برگردین پله را بالا می رود. کتاب جغرافی را پرت می کند روی فرش و برایش شکلک در می آورد .
قیمت55000



















