آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان هیچکس من pdf از آذر اول
مشخصات رمان
  • نام رمان
    هیچکس من
  • ژانر
    عاشقانه،ازدواج اجباری
  • نویسنده
    آذر اول
  • صفحات
    993
خلاصه رمان
رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستانی عاشقانه و هیجانی از زندگی دختری شر و بسیار شیطون به اسم مرضیه است که بعد از فوت مادرش، همراه پدرش به محله‌ای پایین نقل مکان می‌کند.در رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستان از جایی شکل می‌گیرد که مرضیه، عاشق و دلباخته‌ی حاج نعمت متعصب و شکاکی می‌شود که همسرش فوت شده و بر خلاف نارضایتی پدرش، دست به کاری می‌زند که حاج نعمت مجبور می‌شود با او ازدواج کند. اما ازدواج اجباری که مرضیه به مرور با دلبری و شیطنت‌هایش دلش را به مرضیه می‌بازد و….

دانلود رمان هیچکس من pdf از آذر اول

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری

خلاصه رمان هیچکس من

رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستانی عاشقانه و هیجانی از زندگی دختری شر و بسیار شیطون به اسم مرضیه است که بعد از فوت مادرش، همراه پدرش به محله‌ای پایین نقل مکان می‌کند.
در رمان هیچکس من به نویسندگی آذر اول، داستان از جایی شکل می‌گیرد که مرضیه، عاشق و دلباخته‌ی حاج نعمت متعصب و شکاکی می‌شود که همسرش فوت شده و بر خلاف نارضایتی پدرش، دست به کاری می‌زند که حاج نعمت مجبور می‌شود با او ازدواج کند. اما ازدواج اجباری که مرضیه به مرور با دلبری و شیطنت‌هایش دلش را به مرضیه می‌بازد و….

قسمتی از رمان

سرمای زیادش گلویش میسوزد جای هادی را به ریشخند خالی میکند پیش خودش ! …با خورشید خداحافظی می کند می پیچد توی کوچه خودشان و از همان سر کوچه به در حیاط خانه همسایه زل میزند. ذوق شیرینی باز می پیچد توی دلش لبخند میهمان لبهای قلوه ای اش میشود. کلید به در حیاط میاندازد. برمی گردد و برای بار آخر به در بسته ی همسایه نگاه می کند .
هادی یک پایش را از زانو خم کرده و به دیوار آجری حیاط چسبانده مرضیه هم روی آخرین پله ای که به ایوان منتهی می شود، نشسته. فرخنده در را می بندد و از پله ها پایین می آید .
نفیسه وسط حیاط لی لی بازی میکند و زیر لب آواز می خواند
– بریم هادی جان ؟
هادی با قیافه ای ناراضی لب می زند
بريم من شماها رو تا اونجا برسونم بعد خودم باید برم جایی کار دارم .. بعداً می یام فرخنده تای چادر سیاهش را باز میکند. نیم نگاهی می اندازد به مرضیه و از هادی می پرسد .
وا… کار دارم چیه دیگه ؟ باز میخوای بری شب بیای .. عمه ناراحت میشه هادی آقا
مرضیه یواشکی لبش را به تمسخر کج و کوله میکند. ناراحت شدن نداره مادر من .. باید برم تا جای ممد باهاش کار دارم .. خیالت راحت تا شب نشده می یام دست بوس عمه خانم با بسته شدن در حیاط مرضیه نفس عمیقی می کشد.
– آخیش راحت شدم برین که ایشالا آخر شب برگردین پله را بالا می رود. کتاب جغرافی را پرت می کند روی فرش و برایش شکلک در می آورد .

 

 

قیمت55000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 683

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین