دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان کبوتر لیلی pdf از شبنم سعادتی

دانلود رمان کبوتر لیلی pdf از شبنم سعادتی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان کبوتر لیلی

برای من که کبوتری ام عاشق و سرگردان بیا و بام شو! اصلا بیا و دام شو

قسمتی از رمان

با قدم‌های بلند و پرشتابی پله‌ها را رو به بالا دویدم و درست وقتی که به پله‌های منتهی به اتاق‌مان رسیدم

انگار والا متوجه صدای قدم‌هایم در پله‌ها شد و بلافاصله صدای کوباندن خودش به پشت در آمد و

به دنبالش صدای چرخیدن کلید!

تا قبل از اینکه موفق شود به طور کامل این کار را انجام دهد، به تندی هیکلم را انداختم

روی در و با هل دادن در به عقب اجازه ندادم در را قفل کند. والا هم آن سمت در داشت

تقلا می‌کرد دوباره در را به جلو بکشد و قفلش کند.

با اینکه هیکلش دو برابر من بود، در این شرایط نمی‌دانم چرا زورش به من نمی‌رسید!

طبیعی نبود که نتواند از پس من بر بیاید!

در روی هم کیپ شد و تا قبل از اینکه مجدداً بتواند کلید بیندازد

با صدای تودهانی که به طبقات پایین نرسد، به التماس افتادم و تندتند تکرار کردم:

-والا توروخدا…من باید ببینمت…خواهش می‌کنم بذار بیام تو!

زاری‌ام اثر نکرد! مصمم دوباره کلید انداخت داخل قفل و تا قبل از اینکه به طور کامل صدای تقِ قفل شدن بیاید

فشار دوباره‌ای به در دادم و همزمان صدای آخِ بلند والا درآمد و در از هم فاصله گرفت.

برای ثانیه‌هایی مات ماندم و بعد جاخورده از صدای والا سریع از فاصله‌ی باز

در اتاق خودم را به زور به تو کشیدم و با نگاهی وحشت‌زده دنبال والا گشتم.

با اولین نگاه پیدایش کردم. کنار در نشسته افتاده بود روی زمین و با صورتی جمع شده ساق پایش را در مشت گرفته بود!

خیلی زود فهمیدم که باز مثل آن بار که عصبی شده بود، سیاتیک پایش گرفته و نتوانسته بود روی پا بایستد.

مضطرب نشستم جلویش روی زمین. دست روی پایش انداختم، اجازه نداد و دستم را پس زد.

انگار این‌بار از سری پیش بیشتر درد می‌کشید. هول شده بودم و نمی‌دانستم برایش چه کار کنم.

به صورت جمع‌شده‌اش نگاه کردم و با استرس پرسیدم:

-والا خوبی؟ خیلی درد داره؟ برم قرص بیارم؟ یا مامانت رو صدا بزنم؟

چیزی نگفت، انگار که اصلاً آنجا وجود نداشتم!

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 475

خلاصه رمان
برای من که کبوتری ام عاشق و سرگردان بیا و بام شو! اصلا بیا و دام شو
مشخصات رمان
  • نام رمان
    کبوتر لیلی
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    شبنم سعادتی
  • صفحات
    1606
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.