در حال انتشار رمان گره های روشن
خلاصه داستان:
عشق، رسوایی، انتقام، هوس و یا.... مردی عاشق و اما جداییِ تلخ و قلبی که توانِ فراموش کردن معشوقه ی قدیمی را ندارد و زنی زخم خورده، تازه پا به قلب دیوانه اش نهاده و تمام تلاشش را برای به نام خود زدن آن ویرانه می کند. و کسی چه می داند عشق است یا انتقام که این زن را اینچنین حریص کرده.و مرد عاشق ما گاهی دل می بازد به عشق تازه و گاه یاد معشوق قدیمی در قلبش جان می گیرد و او را مقابلش می بیند و تنها و تنها خشونت باقی میماند. و این میان چه کسی قرار است بماند و چه کسی بسوزد و فراموش شود؟ مهبد در هجرِ عشقِ کثیفِ لادن، "سارا"ی دلباخته را در هر دم و بازدم عذاب می دهد.این میان رازها یکی پس از دیگری رو می شوند. سه دلِ شکسته... دو مردِ عاشق(مهبد و برادرش مهیار) ویک زن (سارا) که به طرزِ عجیبی واردِ زندگیِ مهبد میشود...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان گره های روشن pdf از عالیه جهان بین نسخه کامل بدون سانسور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه رمان گره های روشن
عشق، رسوایی، انتقام، هوس و یا…. مردی عاشق و اما جداییِ تلخ و قلبی که توانِ فراموش کردن معشوقه ی قدیمی را ندارد و زنی زخم خورده، تازه پا به قلب دیوانه اش نهاده و تمام تلاشش را برای به نام خود زدن آن ویرانه می کند. و کسی چه می داند عشق است یا انتقام که این زن را اینچنین حریص کرده.و مرد عاشق ما گاهی دل می بازد به عشق تازه و گاه یاد معشوق قدیمی در قلبش جان می گیرد و او را مقابلش می بیند و تنها و تنها خشونت باقی میماند. و این میان چه کسی قرار است بماند و چه کسی بسوزد و فراموش شود؟ مهبد در هجرِ عشقِ کثیفِ لادن، “سارا”ی دلباخته را در هر دم و بازدم عذاب می دهد.این میان رازها یکی پس از دیگری رو می شوند. سه دلِ شکسته… دو مردِ عاشق(مهبد و برادرش مهیار) و یک زن (سارا) که به طرزِ عجیبی واردِ زندگیِ مهبد میشود…
قسمتی از رمان
چقدر سخت بود که هم به حرف خشایار، هم مهیار گوش کنم. لب باز کردم چون این لبها به هم دوخته نمیشدند. سرش هنوز روی دستش بود و رگهای برجستهی پشت دستش وادارم میکرد سکوت نکنم. حالا که تا اینجای حرفها را گفته بودیم، پس نباید چیزی ناگفته باقی میماند. تعلل کردم تا همهی اتفاقاتِ تلخِ آن شب را به خاطر بیاورم. – اون شبی که لاله اومد تو اتاق من، مستِ مست بودم، ولی خوب یادمه. با لادن رفته بودیم یه پارتی تو شمال شهر… تمام مدت من لادن رو ندیدم، انگار بین شلوغی گم شده بود.
یکی اومد کنارم، اصلا نمیدونم چی شد که دست اون دختر رو رد نکردم. اونقدر خوردم که چشام چهارتا میدید، بعد یهو سروکلهی لادن پیدا شد و برگشتیم خونه، در حالی که من اصلا روی پا بند نبودم. کمکم کرد رو تخت دراز کشیدم، وقتی رفت تازه لاله اومد. قسم میخورم یه نقشه بود. هنوزم نمیدونم اون دختر کی بود به من مشروب تعارف کرد؟ قصدشون چیزِ دیگه بود مهیار… نبضِ شقیقهها و تغییرِ رنگدانههای پوستیاش را میدیدم و من از حالِ خودم بیخبر بودم.
بینی بالا کشیدم و دستم روی گردنم نشست و مهیار ابدا تکان نخورد. -من نامردی نکردم، حتی وقتی لاله گفت همیشه منو میخواسته، نه التماسش نه نالههاش برام مهم نبود، نه چون خودم عاشق لادن بودم؛ چون اون نامزدِ تو بود. قسم میخورم یه لحظه هم به چشمی غیرِ خواهری نگاش نکردم. این وسط گناه من چیه؟ تو بگو… آهِ جانسوزش وجودم را مثل شمع آب کرد. خودم را وادار کردم که بلند شوم، کنارش روی تخت نشستم. از زرد شدنِ سر انگشتانش متوجه فشاری که به سرش میآورد شدم و دستش را گرفتم، این بار پَسَم نزد…
قیمت54000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان طراوت بهار pdf از godness با لینک مستقیم
دانلود رمان طراوت بهار pdf از godness با لینک مستقیم برای اندروید و…
ادامه مطلبدانلود رمان از لب تا قلب pdf از تارا راد با لینک مستقیم
دانلود رمان از لب تا قلب pdf از تارا راد با لینک…
ادامه مطلبدانلود رمان همسر فراموش شده یونانی pdf از Elizabeth Lennox با لینک مستقیم
دانلود رمان همسر فراموش شده یونانی pdf از Elizabeth Lennox با لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید