آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دلوین pdf از حدیثه ورمز
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دلوین
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    حدیثه ورمز
  • صفحات
    4422
خلاصه رمان
هلما دختری جسور و زرنگ که عکس‌های محرمانه‌ی اصیل‌زاده‌ی بزرگ شـهر ” امـیرفرهام رحیمـی ” را به دست مـی‌آورد و شروع به اخاذی از او مـی کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامـی آن عکس ها را در فضای‌ مجازی منتشر مـی‌کند...و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمـی مـی گذارد‌… اما ماجرا این جا تمام نمـی‌شود!!! امـیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کـار هلما جوری وانمود مـی کند که دختر داخل عکس خـود هلما است و او را وادار مـی کند سر سفره ی عقد با او بشیند… عقدی صوری که جایی ثبت نمـی‌شود و هلمایی که بیخبر به خانه او مـی رود و…

دانلود رمان دلوین pdf از حدیثه ورمز

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دلوین

هلما دختری جسور و زرنگ که عکس‌های محرمانه‌ی اصیل‌زاده‌ی بزرگ شـهر ” امـیرفرهام رحیمـی ” را به دست مـی‌آورد و شروع به اخاذی از او مـی کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامـی آن عکس ها را در فضای‌ مجازی منتشر مـی‌کند…و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمـی مـی گذارد‌… اما ماجرا این جا تمام نمـی‌شود!!! امـیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کـار هلما جوری وانمود مـی کند که دختر داخل عکس خـود هلما است و او را وادار مـی کند سر سفره ی عقد با او بشیند… عقدی صوری که جایی ثبت نمـی‌شود و هلمایی که بیخبر به خانه او مـی رود و…

قسمتی از رمان

های صاب مغازه کسی نیست؟ من اومدما؟
کسی نبود، جلوتر رفتم.
صدای کم جان برخورد پاشنه کفش هایم ورودم را به مغازه ی طول و دراز نصرت خان اعلان می کرد.
نبود. روی صندلی چرخدارش انتهای مغازه پشت آن میز طویلش ننشسته بود تا با دیدنم بلند شود و اخم کند و غرغر کند که ” چرا اومدی این جا دختر جان گفتم که خودم سفارشات طلعت بانو رو میارم خونه چرخی وسط مغازه ی صد متری اش زدم و کمی صدایم را بالا بردم بابایی؟ حاج بابا؟ بیا هلما قدم رنجه کرده.
کلافه از سکوت مغازه مغموم به سوی آبدار خانه ی گوشه ی مغازه رفتم شاید باز هم دور از چشم مامان طلعت نشسته بود و چایش را با قند میخورد. این مرض قند تنها دلیل سرکشی های حاج بابایم بود. وارد آبدار خانه شدم. سه متری و کوچک یک میز به دیوار تکیه داده شده و تک صندلی کنارش جا خوش کرده بود چکه ی شیر ظرفشویی کوچک و قلقل سماور روی کابینت تک در نشان می داد هر جا که باشد همین حالا میآید تا چای دوم را اینجا و با قند نوش جان کند سر برگرداندم و با برخوردم به کسی که بوی عطر مزخرفش قبل از او در اتاقک پیچیده بود جیغی از خوشی کشیدم ميلاد صدای هیجان زده و بلندم در مغازه پدرم پیچید و خوب بود که جایش خالی بود آن قدر خالی که نبیند دستان دخترکش این چنین سفت و محکم دور گردن شاگرد مغازه اش گره شده و از ذوق بالا و پایین می پرد
حلقه ی دستانش دور کمرم محکم تر شد و به یک باره رهایم کرد.
شما با من قهر نبودی احیاناً؟
طعنه اش را نشنیده گرفتم و با ناز برایش دلبری کردم. چرا دلتنگت بودم اونم خیلی زیاد کشدار و بلند گفتم که لاله ی گوشم را از روی مغنعه به
دندان کشید. کم دروغ بگو توله..

 

 

قیمت63000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 688

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • Fatemeh
    29 تیر 1404 | 23:28

    عالیییی بودم 😍😍😍😘😘😘
    واقعا ارزش وقت گذاشتن داشت. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    ممنون از نویسنده عزیز💐💐💐💐💐💐💐💐

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین