آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
لیتوپس
در حال انتشار

رمان لیتوپس

نام رمان: لیتوپس
ژانر: عاشقانه، بزرگسال 
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سپیده شهریور
صفحات: 1738

خلاصه داستان:

کیانمهر بخاطر شرکت در مناقصه ای تهدید میشود و چه تهدیدی بهتر از صحرا نامزدش. کیانمهر طی دعوایی با صحرا او را در بیابان رها میکند. و صحرا دختری که بخاطر پروژه‌ی نامزدش به او تجاوز شده. صحرا هم از ترس پس زده شدن توسط نامزدش خودکشی میکند.در صورتی که صحرا خودکشی نکرده و.....

خلاصه دیگری : کیانمهر بعد از 5 سال زن و بچه ای که بخاطر پول فروخته بود را پیدا میکند در حالی که فکر میکنه به زنش دست درازی شده و ازدواج کرده....

IRT 49,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان لیتوپس pdf از سپیده شهریور

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال 

خلاصه رمان لیتوپس 

کیانمهر بخاطر شرکت در مناقصه ای تهدید میشود و چه تهدیدی بهتر از صحرا نامزدش…کیانمهر طی دعوایی با صحرا او را در بیابان رها میکند و صحرا دختری که بخاطر پروژه‌ی نامزدش به او تجاوز شده…صحرا هم از ترس پس زده شدن توسط نامزدش خودکشی میکند.در صورتی که صحرا خودکشی نکرده و…..

قسمتی از متن رمان

روی مبل نشسته بود و قدم های آهسته ام را با نگاهش دنبال می کرد. از میان دندان های قفل شده اش گفت: بیا بشین حرف دارم. لاک پشتی داری مسیر به این کوتاهی رو میاد. وقتی دید هنوز ایستاده ام فریاد کشید: بهت میگم بیا بشین اینجا. مس مس نکن برای من. ترسیده از اینکه مبادا دنیز از خواب بیدار شود تند تند پشت سر هم گفتم: باشه باشه. الان دنیز بیدار میشه. داد نزن. او که نیم خیز شده بود تا به سمتم بیاید سرجایش نشست. ابتدا به در بسته ی اتاق نگاه کردم. سپس به مبلی رو به روی کیان رفتم و رویش نشستم. دست هایم را میان زانوهایم گذاشتم. کیان با فکی قفل شده گفت:

برای چی این همه سال فرار کردی؟ می خواستی منو دغ مرگ کنی؟ می خواستی تلافی یه حماقت کوچیکم رو در بیاری؟! چشمانم را در کاسه چرخاندم و با نیشخند ی تمسخر آمیز گفتم: اگر گندی خورد تو زندگیتون بخاطر طمع بی جای تو بود. ننداز گردن من. تو طمع کردی و خیلی چیز ها رو از دست دادی. حالا از قضا یکی از چیز هایی که از دست دادی من بودم.منی که میل رغبتی بهم نداشتی.با خشمی غیر قابل انکار از جا برخواست و به طرفم آمد. کمی از بلبل زبانی ام ترسیدم. به مبل تکیه دادم. بالا سرم ایستاد و روی مبل خم شد. دستانش را رو ی دو طرف دسته ی مبل گذاشت. با خشم غرید: من طمع کردم؟

من؟ من نسبت به تو بی میل بودم؟ من؟ چرت نگو دیگه صحرا. من اواخر دیوونه ی تو شده بودم. اما دعوای کوچیک منو تو با یکسری بی احتیاطی هام یکی شد. من هیچ وقت دست از دوست داشتنت نکشیدم. من فقط اون اواخر کمی بی حوصله بودم. تمام تلاشم رو می کردم تا بهترین شرایط برای زندگی رو داشته باشیم. با دست کمی به عقب پسش زدم. اما از جایش تکان هم نخورد. با خنده ای تمسخر آمیز گفتم: تو بی غیرت ترین مردی هستی که تو زندگیم دیدم. تو می دونستی اون ها منو هدف گرفتند. اما تلاشی برای تامین امنیتم نکردی. تو حتی حاضر نشدی زمانی که منو دزدیدن کاری بکنی…

 

قیمت49000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 445

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

نازکترین حریر نوازش

دانلود رمان نازک ترین حریر نوازش pdf از ر.اکبری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

نخل های مردابی

شادی دختر خانواده‌ی چهار نفره ایست که بی دلیل از خانه رفته…

ادامه مطلب

عیان 

جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت؟بغضم را به…

ادامه مطلب

احساس نمیکنم که هستی

سروان گیتی پیامی ،پلیس دایره جنایی و قتل و تجسس است او…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

به گناه آمده ام

من آریان پارسیان، متخصص 32 ساله‌ی سـ×کـ+سولوژی از دانشگاه کمبریج انگلیسم.بعد از…

ادامه مطلب

در جستجوی یک رویا

مهراد برای انجام یک پروژه کاری راهی شهر دیگری شده و مجبور…

ادامه مطلب

معشوقه ی آخر

‏آمد به یادم آن رخ و آن لعل آبدار آن چشم همچو…

ادامه مطلب

جوانه

جوانه و امیرحسام بعد از هفت سال از هم جدا می‌شوند، این…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.