در حال انتشار رمان اغوا
خلاصه داستان:
اغوا داستانی از دل این سرزمین.داستانی از دخترانی که راه را به بیراهه می روند و زندگی هایی از دل شهر های بزرگ.خانواده هایی درگیر در زندگی ماشینی ...نیوشا دختر بیست ساله ای که در سیزده سالگی مورد تعرض کسی قرار می گیرد که فکر میکند عاشقانه دوستش دارد؛ وعده ازدواج و عشق دروغین چشم دخترک را کور می کند و او خود را مجبور به باربد می داند.با تمام سختی ها چند سال کنار باربد می ماند تا... آشنا شدن با فرید عجیب و غریب همه چیز را متفاوت می کند! فرید کم حرف ..
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان اغوا pdf از نازنین محمدحسینی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه رمان اغوا
اغوا داستانی از دل این سرزمین.داستانی از دخترانی که راه را به بیراهه می روند و
زندگی هایی از دل شهر های بزرگ.خانواده هایی درگیر در زندگی ماشینی …
نیوشا دختر بیست ساله ای که در سیزده سالگی مورد تعرض کسی قرار می گیرد
که فکر میکند عاشقانه دوستش دارد؛ وعده ازدواج و عشق دروغین چشم دخترک را کور می کند
و او خود را مجبور به باربد می داند.با تمام سختی ها چند سال کنار باربد می ماند تا…
آشنا شدن با فرید عجیب و غریب همه چیز را متفاوت می کند! فرید کم حرف ..
قسمتی از رمان
وقت زيادي نداشتم و بايد هر چه سريع تر قبل از ورود پدر از خانه خارج مي شدم تا مانع رفتنم نشود.
هميشه مشكل اساسي بيرون رفتن زمان حضورش در خانه بود و اگر قبل از آمدنش از خانه بيرون ميرفتم
اجازه داشتم تا هر زماني كه دلم مي خواهد بيرون از خانه بمانم. برعكس هميشه
آرايش ملايمي روي صورتم نشاندم و تنها لگ چسبان كوتاهي به پا كردم و مانتو
تابستاني و راحتم را روي همان لباس هاي قبل به تن زدم.
جلوي مجتمع بزرگي كه خانه هليا در آن قرار داشت ترمز زدم و همان طور دوبله كنار ماشيني نگه داشتم.
چند دقيقه اي نگذشته بود كه بوق ممتد ماشيني از كنارم به هوا رفت.
هر چه تلاش كردم نتوانستم چهره راننده را ببينم تنها دنده عقب گرفتم و ماشين را جابجا كردم تا از پارك خارج شود.
-فحش بدی داد. شيشه سمت خودم را پايين كشيدم و كمي سرم را به بيرون خم كردم. – ننته!
اگر لحظه اي ديرتر هليا درب ماشين را باز مي كرد بيخيال آمدنش ميشدم و
حداقل براي برداشتن شماره پلاك مردك بيشعور به دنبالش مي رفتم. – چي شده؟
– هيچي بابا روانين ملت… سيگاري از داخل كنسول ماشين برداشت و صداي پيچ فندكش كه
با جزقه زدن همراه بود با صداي راهنماي ماشين درهم آميخت. – كجا برم؟
دود غليظي از ريه هايش بيرون فرستاد و باد كولر آن را به سمت بيني ام كشاند…
قیمت46000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
تو را در بازوان خویش خواهم دید
از سامان شکیبا pdf دانلود رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان دختر بد pdf از نگین حبیبی با لینک مستقیم
دانلود رمان دختر بد pdf از نگین حبیبی با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلبدانلود رمان جان جانان pdf از یاسمن بیگی لینک مستقیم
دانلود رمان جان جانان pdf از یاسمن بیگی لینک مستقیم برای اندروید…
ادامه مطلبدانلود رمان فصل بادبادک ها pdf از مهسا زهیری با لینک مستقیم
دانلود رمان فصل بادبادک ها pdf از مهسا زهیری با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان