آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان اغوا pdf از نازنین محمدحسینی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    اغوا
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    تازنین محمدحسینی
  • صفحات
    856
خلاصه رمان

اغوا داستانی از دل این سرزمین.داستانی از دخترانی که راه را به بیراهه می روند و زندگی هایی از دل شهر های بزرگ.خانواده هایی درگیر در زندگی ماشینی ...نیوشا دختر بیست ساله ای که در سیزده سالگی مورد تعرض کسی قرار می گیرد که فکر میکند عاشقانه دوستش دارد؛ وعده ازدواج و عشق دروغین چشم دخترک را کور می کند و او خود را مجبور به باربد می داند.با تمام سختی ها چند سال کنار باربد می ماند تا... آشنا شدن با فرید عجیب و غریب همه چیز را متفاوت می کند! فرید کم حرف ..

دانلود رمان اغوا pdf از نازنین محمدحسینی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان اغوا

اغوا داستانی از دل این سرزمین.داستانی از دخترانی که راه را به بیراهه می روند و

زندگی هایی از دل شهر های بزرگ.خانواده هایی درگیر در زندگی ماشینی …

نیوشا دختر بیست ساله ای که در سیزده سالگی مورد تعرض کسی قرار می گیرد

که فکر میکند عاشقانه دوستش دارد؛ وعده ازدواج و عشق دروغین چشم دخترک را کور می کند

و او خود را مجبور به باربد می داند.با تمام سختی ها چند سال کنار باربد می ماند تا…

آشنا شدن با فرید عجیب و غریب همه چیز را متفاوت می کند! فرید کم حرف ..

قسمتی از رمان

وقت زيادي نداشتم و بايد هر چه سريع تر قبل از ورود پدر از خانه خارج مي شدم تا مانع رفتنم نشود.

هميشه مشكل اساسي بيرون رفتن زمان حضورش در خانه بود و اگر قبل از آمدنش از خانه بيرون ميرفتم

اجازه داشتم تا هر زماني كه دلم مي خواهد بيرون از خانه بمانم. برعكس هميشه

آرايش ملايمي روي صورتم نشاندم و تنها لگ چسبان كوتاهي به پا كردم و مانتو

تابستاني و راحتم را روي همان لباس هاي قبل به تن زدم.

جلوي مجتمع بزرگي كه خانه هليا در آن قرار داشت ترمز زدم و همان طور دوبله كنار ماشيني نگه داشتم.

چند دقيقه اي نگذشته بود كه بوق ممتد ماشيني از كنارم به هوا رفت.

هر چه تلاش كردم نتوانستم چهره راننده را ببينم تنها دنده عقب گرفتم و ماشين را جابجا كردم تا از پارك خارج شود.

-فحش بدی داد. شيشه سمت خودم را پايين كشيدم و كمي سرم را به بيرون خم كردم. – ننته!

اگر لحظه اي ديرتر هليا درب ماشين را باز مي كرد بيخيال آمدنش ميشدم و

حداقل براي برداشتن شماره پلاك مردك بيشعور به دنبالش مي رفتم. – چي شده؟

– هيچي بابا روانين ملت… سيگاري از داخل كنسول ماشين برداشت و صداي پيچ فندكش كه

با جزقه زدن همراه بود با صداي راهنماي ماشين درهم آميخت. – كجا برم؟

دود غليظي از ريه هايش بيرون فرستاد و باد كولر آن را به سمت بيني ام كشاند…

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 558

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین