
دانلود رمان سنگاش pdf از ستاره شجاعی مهر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
ارغوان شکوفا مجری برنامه ی تلویزیونی در حال تدارکات جشن عروسی اش با هیراد است که با دامون روبه رو می شود، مردی که در گذشته…
قسمتی از متن رمان
چشمانت را به یاد دارم .آن دو گوی مشکی درشت با مژه های بلندی که وقتی پلک می زدی و لب هایت روی هم جمع می شد دل مامان و
بابا را می بردی .خنده های از ته دلشان را روی نگاهت می پاشیدند و تو را عاشقانه در آغوش می گرفتند .بابا تو را با دست هایش بلند می
کرد و توی هوا می پراند .می خندیدی و دوباره به آغوش دستان گرمش برمی گشتی .
مامان چیکار می کرد؟ لازم نیست خیلی فکر کنم .مامان فریبا برایت برس صورتی رنگ گرفته بود .همان برسی که در پاساژ پشت ویترین
یک اسباب بازی فروشی دیده بودی و لجش را گرفتی .نیازی به پا کوبیدنت نبود .هرچه می خواستی مامان فریبا فوری در اختیارت می
گذاشت..



















