
دانلود رمان همدوس pdf از سرو روحی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی
خلاصه رمان همدوس
افروز اَحرار ، دانشجویی که هیچ چیزی از جزییات و حتی کلیات زندگی اش را دوست ندارد.
نامزدش را دوست ندارد، رشته ی تحصیلی اش را دوست ندارد، خانواده اش را دوست ندارد …
روزگارش را دوست ندارد و با همه ی این اوصاف هنوز با همان قواعد و قوانین پیش میرود و
هر روز نا امید تر و مایوس تر از دیروز صبح را شب میکند…
قسمتی از رمان
پرونده هایی که بابا دیروز چپ و راستشان کرده بود ، هنوز روی میز بود .
دستمال کاغذی های گلوله شده که مامان مف مفش را توی انها خالی کرده بود هم روی میز بود
هواپیمای آرمان اما روی میز نبود ، زیر میز در اردوگاه تفریحی جت های دیگر پارک شده بود .
درست روی چهار خانه های فرش گلیمی هدیه ی زن دایی که سال گذشته از تبریز برایمان سوغات اورده بود …
هواپیما ، اتوبوس … ماشین اتش نشانی… و دو دویست و شش پلیس که از چهار راه ولیعصر خودم
برایش خریده بودم ، همه آن زیر کنار هم به درستی روی چهار خانه های گلیمی که زن دایی از
تبریز اورده بود و صد بار منت گرانی و ارزشمندی اش را تو سرمان زده بود ، پارک بود .
چشمم روی دستمال کاغذی ها ثابت شد… روی پوشه ی زرد و بنفشی که خودم دست بابا داده
بودم و نگاهم کم کم رفت روی اشپزخانه و کتری اب جوشی که روی شعله نیست !
دررا باز کردم…
پادری کهنه ، کفش های کهنه … کتانی های تابه تای آرمان …
پادری نو ، کفش های نو … کتانی های جفت شده ی واحد رو به رو تمام محوطه ی دیدم را پر
میکند. می ایستم… اما نه. نمیخواهم … باید بروم.
کالج چرم قهوه ای هم نوع با کیفم را پا کردم . در را قفل نکرده بستم…
دستم به نرده رفت ، سرم چرخید به واحد رو به رو … به کتانی های جفت شده … به پادری نو …
و نایستادم . از پله ها سر ریز شدم و در ساختمان را با نهایت حرص کوبیدم…
قیمت46000



















