در حال انتشار رمان آرتیست
خلاصه داستان:
من یونا جم، سوپراستار مطرح و معروف، تک پسر امیرخسرو جمم.پدر من بزرگترین کارگردان کشوره.من یونام، کسی که زندگیاش رو پر کرده از دخترهای رنگارنگ تا شاید بتونه اون خلا بزرگ و حس پوچیاش رو پوشش بده.من هرچیز و هرکسی رو که بخوام به دست میارم.دلم هیچوقت برای هیچکدوم از دخترهایی که تنشون رو خیلی راحت بهم فروختن نریخته.اما من عاشق میشم.عاشق دختری که عقد کردهی کس دیگهایه!پدرم، امیرخسرو میگه اون برای تو کمه.میگه تو حق نداری بهش فکر کنی اما من برای اینکه مال خودم بکنمش، هرکاری میکنم.حتی...آرتیست، مثلث عشقی، عشق پسر، یا معشوقهی...
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان آرتیست pdf از مریم عباسقلی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان آرتیست
من یونا جم، سوپراستار مطرح و معروف، تک پسر امیرخسرو جمم.پدر من بزرگترین کارگردان کشوره.من یونام، کسی که زندگیاش رو پر کرده از دخترهای رنگارنگ تا شاید بتونه اون خلا بزرگ و حس پوچیاش رو پوشش بده.من هرچیز و هرکسی رو که بخوام به دست میارم.دلم هیچوقت برای هیچکدوم از دخترهایی که تنشون رو خیلی راحت بهم فروختن نریخته.اما من عاشق میشم.عاشق دختری که عقد کردهی کس دیگهایه!پدرم، امیرخسرو میگه اون برای تو کمه.میگه تو حق نداری بهش فکر کنی اما من برای اینکه مال خودم بکنمش، هرکاری میکنم.حتی…آرتیست، مثلث عشقی، عشق پسر، یا معشوقهی…
قسمتی از متن رمان
مچ دستش که میرفت تا دکمه های پیراهن مردانه اش را باز کند، در دست گرفت.
تبش قلب او را هم به آتش کشید. خاصیت گرما، سرد کردن نبود اما گرمایش لرز بر تن دخترک نشاند.
با چشمهای سرخ و صدای گرفته، برخلاف تمام آن مدت، دستور نداد.
التماسش کرد. نگاه دختر غل و زنجیر چشم های تب دارش شده بود.
– برو، خواهش میکنم برو..چانه اش لرزید.
– تب داری!
پلک بست و آب دهانش را بلعید که گلوی چرک کرده اش آتش گرفت.
– برو خانوم بازیگر، برو که جات اینجا نیست، برو تو متأهلی!
حقیقت زندگیاش در صورتش فریاد میکشید. توان از پاهایش رفت و اشک هایش چکید.
زمزمه کرد
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید