آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
روژیار
در حال انتشار

رمان روژیار

نام رمان: روژیار
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، رئال
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سارا
صفحات: 785

خلاصه داستان:

رمان روژیار سرگذشت دختری به اسم دلا و روایته ده سال تنهایی و پشت کردن خانواده به اونه...

و حالا مردی وارد زندگیش میشه که از دل همون گذشته هست اما هیچکدوم از اونا خبر ندارن...

رمان روژیار شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد.

IRT 47,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان روژیار از سارا pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،رئال

خلاصه رمان روژیار

رمان روژیار سرگذشت دختری به اسم دلا و روایته ده سال تنهایی و پشت کردن خانواده به اونه…

و حالا مردی وارد زندگیش میشه که از دل همون گذشته هست اما هیچکدوم از اونا خبر ندارن…

رمان روژیار شامل صحنه هایی است که ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد.

قسمتی از رمان

وارد اتاقم شدم و لباسامو عوض کردم تو آینه نگاهی به خودم انداختم.

یه دختر ۲۴ ساله بودم، اگه از بیرون کسی منو میدید شاید هیچوقت نمیتونست زندگیمو حدس بزنه.

منم نمیخواستم که هرکسی داستان زندگی منو بدونه.

نگاهم رو عکس سه نفره ی کوچکی که روی میز ارایش گذاشته بودم قفل شد.

۱۶سالم بود که تویه تصادف جاده ای پدر و مادرم رو باهم از دست دادم. خودم نزدیک به دو هفته توکما بودم و وقتی به هوش اومدم بی کس ترین شده بودم.

یادمه وقتی فهمیدم که هر دو رو از دست دادم دلم میخواست چشمامو ببندم و دیگه باز نکنم اما دنیا برای من خواب های دیگه ای دیده بود.

هیچکدوم از مراسمای پدر و مادرم رو نتونستم شرکت کنم و وقتی برای اولین بار برگشتم خونه انقدر حالم بد شد که همونجا غش کردم.

اما بازم سرپا موندم. زنده موندم و ادامه دادم.

چه شبایی که تا صبح گریه میکردم و صبح با چشمای ورم کرده میرفتم مدرسه….

وقتی از بیمارستان برگشتم فقط یک ماه خونه ی مادربزرگم موندم بعد از اون مادر بزرگم کلید خونمون رو بهم داد و گفت:

-حالا که حالت بهتر شده بهتره برگردی خونتون منو پدربزرگت از پس یه دختر جوون بر نمیایم.

همین….!

این تنها حرفی بود که بهم زد و آخرین باری بود که دیدمشون. فردا صبح همه ی وسایلامو جمع کردم و برگشتم خونه ای که دیگه برام شبیهه خونه نبود.

باورم نمیشد که در عرض دو ماه هر کسی که داشتم و از دست دادم و حالا تنها کسایی که برام موندن هم منو نمیخوان.

دو تا دایی داشتم که خارج از کشور بودن و چند سالی میشد که ندیده بودمشون. یه عمه هم داشتم که کردستان زندگی میکرد و سال تا ماه به ما سر نمیزد.

دلا تنها شدی…

خودت باید از پس خودت بر بیای….

حالا دیگه تو فقط خودتو داری….

گریه هاتو کردی… غصهاتم خوردی….حالا وقت برگشتنه…

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.6 / 5. تعداد رای : 257

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

به سبک من

دانلود رمان به سبک من pdf از مریم میرمظفری با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

شرق بهشت

دانلود رمان شرق بهشت pdf از فریده رهنما با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

مرد دیوانه من

دانلود رمان مرد دیوانه من pdf از فرناز احمدلی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

معانقه

شیرین دختری که واسه نجات زندگیش مجبور میشه دست به کارهایی بزنه…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان عشق استخری pdf از یگانه رجبی با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق استخری pdf از یگانه رجبی با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

استخوان سوز

دانلود رمان استخوان سوز pdf از دل آرا دشت بهشت با لینک…

ادامه مطلب

دل های بی قواره

دانلود رمان دل های بی قواره pdf از نیلوفر قنبری (#سها)  با…

ادامه مطلب

تیک عصبی

دانلود رمان تیک عصبی pdf از هانیه عصمتی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.