در حال انتشار رمان رز خاکستری
خلاصه داستان:
فردین خوانندهی معروف، به اجبار از عشقش افسون جدا میشود و با دخترعمویش ازدواج میکند.
اما بعد از گذشت ۲ سال، هنوز دیوانهوار عاشق افسون است و بعد از ازدواجش هر چه دنبالش میگردد پیدایش
نمیکند.از طرفی، افسون که زیر فشار اعتیاد پدرش و فقر کمر خم کرده و برای حفظ زندگی برادرش دست و پا
میزند..از کارش بیکار میشود و وقتی دنبال کار میگردد به طور اتفاقی پا به هتل فردین میگذارد.
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان رز خاکستری از فاطمه زهرا ربیعی pdf
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان رز خاکستری
فردین خوانندهی معروف، به اجبار از عشقش افسون جدا میشود و با دخترعمویش ازدواج میکند.
اما بعد از گذشت ۲ سال، هنوز دیوانهوار عاشق افسون است و بعد از ازدواجش هر چه دنبالش میگردد پیدایش نمیکند.
از طرفی، افسون که زیر فشار اعتیاد پدرش و فقر کمر خم کرده و برای حفظ زندگی برادرش دست و پا میزند
از کارش بیکار میشود و وقتی دنبال کار میگردد به طور اتفاقی پا به هتل فردین میگذارد.
قسمتی از رمان
کلید را در قفل چرخاند و وارد شد. صدای بسته شدن در پشت سرش نیامد و مگر مهم بود؟
کتش را روی اپن پرت کرد و به سمت بار کوچک گوشه ی هال رفت.
شیشه ی قرمز رنگ را برداشت و تن پردردش را روی کاناپه رها کرد.
چشمانش میخ نقره فامهای رو به رویش شد و صدایش گرفته بود انگار: _پیش مامان بودم.
کمر از پشتی کاناپه جدا کرد و شیشه ی حاوی آن ماده ی دوست داشتنی را به دست گرفت.
_حالش فرقی نکرده. براش حرف می زنم، اشک می ریزه. براش می خونم،
اشک می ریزه. برای می خندم، اشک می ریزه. براش اشک می ریزم، اشک می ریزه…اشک می ریزه، اشک می ریزه.
قطره اشکی از گوشه ی چشمش چکید و بریده بود دیگر.
_متنفرم از هرچی اشکه، از هرچی بغضه، از هرچی حسرته، از هرچی نبودنه…
صدایش رو به افول رفت و شیشه را به لبانش نزدیک کرد و شاید این ماده ی قرمز رنگ آرامش کند…شاید!
نوشید و ته گلویش سوخت و دهانش مزهی زهرمار گرفت؛ مزه ی زندگی اش.
_چرا الان نیستی پیشم؟ چرا نیستی که دست بکشی میون موهام و صدات آرامش بشه واسه این مرد پر درد.
حسرت آتش شد و شعله کشید میان جانش و سوزاند تمام تار و پودش را.
صدایش در گلو شکست و تیزی این شکسته ها گلویش را خراش داد:
_می خوامت دختر. می خوامت چشم آهوی من. می خوامت تو این حال بدم که
نبودنت بدترش می کنه و لعنت به منی که خودم درد نبودنت و گذاشتم رو این دل بی صاحاب.
شیشه را بار دیگر بالا رفت و سوزش معده اش هم به سوزش گلویش اضافه شد.
معده ی خالی اش هم انگار شاکی شده بود از این حجم دردی که هر شب میکشید و عادت نمیکرد. عادت نمیکرد به این حال بد زرین بانویش.
عادت نمیکرد به نبودن چشم آهویش. عادت نمیکرد و هر شب دردش را بیتحملتر، تحمل میکرد.
قیمت41000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان در تمنای آغوشت pdf از aysan .shahdost با لینک مستقیم
دانلود رمان در تمنای آغوشت pdf از aysan .shahdost با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود رمان ستیز با سرنوشت pdf از ستایش علیدادی با لینک مستقیم
دانلود رمان ستیز با سرنوشت pdf از ستایش علیدادی با لینک مستقیم…
ادامه مطلبدانلود رمان بیقرار آغوش سرد pdf از سمیه 11 با لینک مستقیم
دانلود رمان بیقرار آغوش سرد pdf از سمیه 11 با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان
ثبت نظر جدید