آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فنا pdf از ستاره شجاعی مهر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فنا
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،انتقامی
  • نویسنده
    ستاره شجاعی مهر
  • صفحات
    897
خلاصه رمان
سورنا جوانی سی ساله که بیست سال پیش خواهرش را زمانی که می خواسته فرزند نامشروعش را سقط کند از دست می دهد.سالها بعد سورنا با دختری به اسم حنا اشنا میشود که پای او را به گذشته ی خواهرش باز می کند و باعث انتقامی دیرینه میشه...

دانلود رمان فنا pdf از ستاره شجاعی مهر 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر    

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،انتقامی

خلاصه رمان فنا 

سورنا جوانی سی ساله که بیست سال پیش خواهرش را زمانی که می خواسته فرزند نامشروعش را سقط کند از دست می دهد.سالها بعد سورنا با دختری به اسم حنا اشنا میشود که پای او را به گذشته ی خواهرش باز می کند و باعث انتقامی دیرینه میشه…

قسمتی از متن رمان

کلافه به ساعت نگاه می کند و عصبی پای راستش را تکان می دهد. عاطفه حین اماده کردن شربت تمشک زیر چشمی او را زیر نظر می گیرد و اخم های درهم حنا متعجبش می کند. _اتفاقی افتاده؟ عصبی بنظر میای؟ بی حوصله سر می چرخاند. _حامی کی میاد؟ عاطفه سینی شربت را برمی دارد و از پشت کانتر بیرون می اید. _الان دیگه می رسه. سر راه قراره ملیکا رو از کلاس زبان بیاره با رسیدن عاطفه و نشستنش روی مبل کناری حنا، و تعارف شربت به سمتش اعتراضش را پشت لب هایش خاموش می کند.

حنا تشکری می کند و یکی از لیوان های پایه بلند را برمی دارد. انقدر تشنه است که بی حرف نصف شربت را سر می کشد. _نمی خوای بگی چی شده که توپت پره؟ حنا از بالای لیوان چشم به عاطفه می دوزد. _مشخصه؟ عاطفه لبخند می زند. _بدجور و لیوان شربت خودش را به دست می گیرد. در عوض او، حنا از نوشیدن بقیه ی محتویات لیوانش منصرف می شود. _امروز اشکان اومده بود دم آموزشگاه؟ عاطفه لیوان را از دهانش فاصله می دهد و یک لنگه ابرویش را بالا می اندازد. _خب؟ حنا پوزخند می زند.

_می دونی چی می گفت؟ _چی؟حنا کلافه پوف می کشد. _از دست این داداش حامی. ابروهای عاطفه بهم نزدیک می شود. _مگه حامی بهش چی گفته؟ حنا عصبی لیوان را روی میز چوبی مقابلش می گذارد و دست روی پیشانی اش می گذارد. عاطفه نگران می پرسد: _خوبی حنا؟ حنا سر تایید تکان می دهد و دستش را پایین می اندازد. _گفت حامی رفته بهش گفته سر موضوع بچه همه چیزو تموم نکنه. یعنی صاف رفته گفته نامزدیت با خواهر منو بهم نزن. یعنی حامی برای من هیچ ارزشی قائل نشده…

 

قیمت53000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 679

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین