در حال انتشار رمان ساقی
خلاصه داستان:
آراز، آرام مثل نسیم بود، اما خیانت و فرار نامزدش در روز عروسی همه چیز را ویران کرد.حالا تنها یک هدف داشت: انتقام. برای همین، نزدیکترین فرد به نامزدش رفت-ساقی.دختری که به گمان آراز از تمام رازها باخبر بود. ساقی، همان دختری که سالها عاشقانه آراز را دوست داشت .ناخواسته طعمهای انتقام شد. آبرویش بازیچه شد و در نهایت مجبور شد به عنوان کلفت در خانه مردی زندگی کند که عشقش را به بیرحمی پاسخ داد. اما روزهای انتقام ساقی هم فرا میرسد. او، با وجود اعتقاداتش، بازی تازهای را آغاز میکند؛ بازی اغوا و عشق… تا دل آراز را اسیر کند و طعم انتقامی که سزاوارش است بچشاند.
معرفی و بررسی کامل رمان
دانلود رمان ساقی pdf از زینب عامل
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان ساقی
آراز، آرام مثل نسیم بود، اما خیانت و فرار نامزدش در روز عروسی همه چیز را ویران کرد.
حالا تنها یک هدف داشت: انتقام. برای همین، نزدیکترین فرد به نامزدش رفت-ساقی.
دختری که به گمان آراز از تمام رازها باخبر بود. ساقی، همان دختری که سالها عاشقانه آراز را دوست داشت
ناخواسته طعمهای انتقام شد. آبرویش بازیچه شد و در نهایت مجبور شد به عنوان کلفت در خانه مردی زندگی کند
که عشقش را به بیرحمی پاسخ داد. اما روزهای انتقام ساقی هم فرا میرسد.
او، با وجود اعتقاداتش، بازی تازهای را آغاز میکند؛ بازی اغوا و عشق…
تا دل آراز را اسیر کند و طعم انتقامی که سزاوارش است بچشاند.
قسمتی از رمان
باز غرق در فکر شده بود و آن دو چشم زمردی بیخیالش نمیشدند. وقتی به خودش آمد که ساعد با گوشیاش تماس گرفت.
لبخند عمیقی روی لب هایش نشست. آنقدر غرق فکر بود که حتی نفهمیده بود عمو یاور کی تنهایش گذاشته است.
استکان نصفهی چایی را روی میز گذاشت و با گرفتن دست بچه ها از عمو یاور خداحافظی کرد.
وقتی بچه ها را تحویل ساعد داد انگار بار بزرگی از روی دوشش برداشته شد، البته که ساعد تا میتوانست غر زد
و به نوید فحش داد، اما ساقی به روی خودش نیاورد. البته دلیل دیگر سکوتش شاید این بود که از فحش هایی
که ساعد نثار نوید میکرد کاملا راضی بنظر میرسید. باز هم نوید و سوسن دعوا کرده بودند.
همانطور که قبلا حدس میزد بهانه ی اینبار نوید برای آغاز دعوا مربوط به مهمانی چند هفته پیش و
پسر بزرگ تر حاج مصطفی بود.تازه بعد از چند هفته یادش آمده بود جنجال راه بیاندازد.
اینبار شدت دعوا به قدری زیاد بود که سوسن با گریه به او زنگ زده بود و
خواهش کرده بود به دنبال نورا و نویان برود. با اینکه میدانست آراز ممکن است از دیر کردنش عصبی شود
اما نورا و نویان برایش مهم تر بودند، برای همین هم بیخیال شرکت شده بود و دنبال بچه ها رفته بود و
چند ساعتی با آن ها در پارک بازی کرده بود. در آخر هم از ساعد خواهش کرده بود
تا کمی هم او مراقبشان باشد. سوار آسانسور شد و بالا رفت.
قیمت48000
رمانهای مرتبط و پیشنهادی
دانلود رمان او شیرین است pdf از سوزان الیزابت فیلیپس
دانلود رمان او شیرین است pdf از سوزان الیزابت فیلیپس با لینک…
ادامه مطلبدیگر رمانهای این نویسنده
دانلود رمان روزهای غمگین عشق pdf از مژگان مظفری با لینک مستقیم
دانلود رمان روزهای غمگین عشق pdf از مژگان مظفری با لینک مستقیم برای…
ادامه مطلبدانلود رمان پنجاه سایه خاکستری pdf سوزان.ربا لینک مستقیم
دانلود رمان پنجاه سایه خاکستری pdf سوزان.ربا لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و…
ادامه مطلب
نظرات خوانندگان