آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ساقی pdf از زینب عامل
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ساقی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    زینب عامل
  • صفحات
    3497
خلاصه رمان

آراز، آرام مثل نسیم بود، اما خیانت و فرار نامزدش در روز عروسی همه چیز را ویران کرد.حالا تنها یک هدف داشت: انتقام. برای همین، نزدیکترین فرد به نامزدش رفت-ساقی.دختری که به گمان آراز از تمام رازها باخبر بود. ساقی، همان دختری که سال‌ها عاشقانه آراز را دوست داشت .ناخواسته طعمه‌ای انتقام شد. آبرویش بازیچه شد و در نهایت مجبور شد به عنوان کلفت در خانه مردی زندگی کند که عشقش را به بی‌رحمی پاسخ داد. اما روزهای انتقام ساقی هم فرا می‌رسد. او، با وجود اعتقاداتش، بازی تازه‌ای را آغاز می‌کند؛ بازی اغوا و عشق… تا دل آراز را اسیر کند و طعم انتقامی که سزاوارش است بچشاند.

دانلود رمان ساقی pdf از زینب عامل

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان ساقی

آراز، آرام مثل نسیم بود، اما خیانت و فرار نامزدش در روز عروسی همه چیز را ویران کرد.

حالا تنها یک هدف داشت: انتقام. برای همین، نزدیکترین فرد به نامزدش رفت-ساقی.

دختری که به گمان آراز از تمام رازها باخبر بود. ساقی، همان دختری که سال‌ها عاشقانه آراز را دوست داشت

ناخواسته طعمه‌ای انتقام شد. آبرویش بازیچه شد و در نهایت مجبور شد به عنوان کلفت در خانه مردی زندگی کند

که عشقش را به بی‌رحمی پاسخ داد. اما روزهای انتقام ساقی هم فرا می‌رسد.

او، با وجود اعتقاداتش، بازی تازه‌ای را آغاز می‌کند؛ بازی اغوا و عشق…

تا دل آراز را اسیر کند و طعم انتقامی که سزاوارش است بچشاند.

قسمتی از رمان

باز غرق در فکر شده بود و آن دو چشم زمردی بیخیالش نمیشدند. وقتی به خودش آمد که ساعد با گوشیاش تماس گرفت.

لبخند عمیقی روی لب هایش نشست. آنقدر غرق فکر بود که حتی نفهمیده بود عمو یاور کی تنهایش گذاشته است.

استکان نصفهی چایی را روی میز گذاشت و با گرفتن دست بچه ها از عمو یاور خداحافظی کرد.

وقتی بچه ها را تحویل ساعد داد انگار بار بزرگی از روی دوشش برداشته شد، البته که ساعد تا میتوانست غر زد

و به نوید فحش داد، اما ساقی به روی خودش نیاورد. البته دلیل دیگر سکوتش شاید این بود که از فحش هایی

که ساعد نثار نوید میکرد کاملا راضی بنظر میرسید. باز هم نوید و سوسن دعوا کرده بودند.

همانطور که قبلا حدس میزد بهانه ی اینبار نوید برای آغاز دعوا مربوط به مهمانی چند هفته پیش و

پسر بزرگ تر حاج مصطفی بود.تازه بعد از چند هفته یادش آمده بود جنجال راه بیاندازد.

اینبار شدت دعوا به قدری زیاد بود که سوسن با گریه به او زنگ زده بود و

خواهش کرده بود به دنبال نورا و نویان برود. با اینکه میدانست آراز ممکن است از دیر کردنش عصبی شود

اما نورا و نویان برایش مهم تر بودند، برای همین هم بیخیال شرکت شده بود و دنبال بچه ها رفته بود و

چند ساعتی با آن ها در پارک بازی کرده بود. در آخر هم از ساعد خواهش کرده بود

تا کمی هم او مراقبشان باشد. سوار آسانسور شد و بالا رفت.

 

قیمت48000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 483

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین