
دانلود رمان هم اتاقی pdf از امیر فرهی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
اين داستان، كاملاً آرمانى است و تمام موضوعات از ذهن مؤلف نشات گرفته است و مطمئنن هرگونه شباهت اسمى و مكانى كاملا تصادفى بوده و واقعى نيستند!. اين داستان مثل خيلى از داستان هاى ديگه، عشق دارد… خنده دارد… گريه دارد و پر از تجربه است، تجربه هايى كه به دردمان مى خورد تا مسير زندگيمان را درست هدايت كنيم…
قسمتی از متن رمان
صداى تق و توق پاشنه ى کفشان عسل در تمامى فضاى اتاق طنین افکنده بود، چند ساعتى از آن موضوع مى گذشت، اما هنوز هم باورش براى عسل دشوار و سخت بود. این دفعه ى سوم بود که یک بار دیگر دورتا دور اتاقش مى چرخید، دست از راه رفتن کشید، پرده سبز پر رنگ را که به یشمى مى زد،کنار زد و خیابان را نگاه کرد. آسمان چادر خاکسترى اش را آرام آرام بر سرش مى کشید و عابران خسته از کار روزانه برخى عاشقانه و برخى به اجبار به سمت مقصدشان مى رفتند. با شروع امتحانات ترم، او به قدرى سرگرم و درگیر درس هایش شده بود که دیگر کمتر فرصت مى کرد اوقاتش را با کسى بگذرانـد و در اتاقى از گوشه ى عمارت آقاى تهرانى، درمحیطى آرام و ساکت براى خود درس میخواند. اما آن شب با باز شدن موضوع خجل وار کامران، تار و پود ذهنش درهم گسیخته بود و رشته ى اعصابش بیش از درس ها و مطالب جلب کامران و تصادف بینشان شده بود.با ماساژ دادن شقیقه هایش، چشمانش را بست و سعى کرد دیگر به آن موضوع فکر نکند. خودکار بر دست گرفت و مشغول حل کردن مسأله اى شد، که خوردن چند ضربه به در رشته افکارش را ازهم گسیخت…



















