آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان آنلاین
خانه / عاشقانه / اقلیم دیوانگی
اقلیم دیوانگی
در حال انتشار

رمان اقلیم دیوانگی

نام رمان: اقلیم دیوانگی
ژانر: عاشقانه
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: سپیده فرهادی
صفحات: 1228

خلاصه داستان:

امیر علی فوتبالیست جوان و محبوبی که به علت تصادف از ناحیه ی هر دو پا آسیب می بینه و از حرفه ی فوتبال با بی رحمی تمام کنار گذاشته می شه حالا چرا؟ باید دید علتش چیه...امیر علی تهران رو به دنبال پیدا کردن آرامشی که گمش کرده، ترک و عازم شمال می شه تا دوران نقاهتش رو اونجا طی کنه. در طول درمان بیماری ش، نویسنده ی جوانی به نام غزل به صورت کاملا اتفاقی سر راه زندگیش سبز می شه و زندگی اون رو دستخوش هیجاناتی شیرین می کنه! یه نازنین خانمی هم داریم که هی داره این دو تا رو وصله پینه می کنه از چغری این نازنین دهه هشتادیم نمی گم تا خودتون بخونین. داستان سرشار از کشمش های زیادیست که مربوط به گذشته و حال این دو جوون می شه...

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان اقلیم دیوانگی pdf از سپیده فرهادی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF   

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان اقلیم دیوانگی 

امیر علی فوتبالیست جوان و محبوبی که به علت تصادف از ناحیه ی هر دو پا آسیب می بینه و از حرفه ی فوتبال با بی رحمی تمام کنار گذاشته می شه حالا چرا؟ باید دید علتش چیه…امیر علی تهران رو به دنبال پیدا کردن آرامشی که گمش کرده، ترک و عازم شمال می شه تا دوران نقاهتش رو اونجا طی کنه. در طول درمان بیماری ش، نویسنده ی جوانی به نام غزل به صورت کاملا اتفاقی سر راه زندگیش سبز می شه و زندگی اون رو دستخوش هیجاناتی شیرین می کنه! یه نازنین خانمی هم داریم که هی داره این دو تا رو وصله پینه می کنه از چغری این نازنین دهه هشتادیم نمی گم تا خودتون بخونین. داستان سرشار از کشمش های زیادیست که مربوط به گذشته و حال این دو جوون می شه…

قسمتی از متن رمان

صدای فریاد “کمک،کمک” عده ای غریبه به همراه ناله ی دردناکی توی سرم پیچیده بود. بوی دود و پلاستیک سوخته شامه ام را آزار می داد. به سختی پلک
باز کردم و چشمانم از درد عجیبی آتش گرفت! دستم انگار زیر تنم مانده باشد، به گز گز افتاده و تیر می کشید. لب هایم به هم چسبیده و صدایم جایی گم و گور شده
بود. به قدری درد داشتم که انگار تمام وزن دنیا روی کمرم افتاده بود. می خواستم تکان بخورم اما پاهایم را اصال حس نمی کردم.
_آی! کسی از پشت سر چند لحظه یک بار صدایم می زد، اما نمی توانستم گردنم را تکان دهم. عجز در تک تک اجزای تنم قلدری می کرد. بوی دود… ناله ی
درد… تمام تنم درد داشت. دستی روی بازویم نشست و با تمام قدرت تکانم داد.
از شدت ناتوانی فریاد زدم و هراسان چشم باز کردم. _امیر علی! پاشو خواب می دیدی!
چشمان نگران و ترسیده ی رضا گویای همه چیز بود. من این جا بودم، میان تخت خسته و درمانده با قلبی که از جا کنده می شد، نه در میان آن آهن پاره ها با
حضور گلی و پارسا…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 690

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

پیوند اجباری

در مورد دختری زیبا و جوان اما طرد شده … که ناخواسته…

ادامه مطلب

بر دلم حکمی راند

بهترین دوست بابام بود و من دختر خونده و عزیز دلش بودم!…

ادامه مطلب

آقای سردبیر

دانلود رمان آقای سردبیر pdf از مرضیه نعمتی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

خالکوبی

دانلود رمان خالکوبی pdf از Shadow Das با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

خون سیاه

روایت زندگی مردی به اسم هامون و دختری معصوم و شیطون به…

ادامه مطلب

تنها یک بار پرواز کن

داستان در مورد عشق یک مادر و دختر به یک مرد می…

ادامه مطلب

ابی سیریش بادیگارد میشود

ابراهیم جوانمرد زاده معروف به اِبی سیریش ، که از لوطیها و…

ادامه مطلب

خشت دل

امیررضا مردی خسته با گذشته‌ای تاریک، سالها قبل همه چیز رو رها…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.