آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / کرانه های آسمان
کرانه های آسمان
در حال انتشار

رمان کرانه های آسمان

نام رمان: کرانه های آسمان
ژانر: عاشقانه
نویسنده: مریم عباسقلی
صفحات: 3313

خلاصه داستان:

- خدا مرگم بده، این کیه تو بغلت پسره بی شرم؟با جیغ مامان از روی تخت و در کنار دختری که اسمش را هم به یاد نمی‌آورم روی زمین می‌افتم.مامان پشتش را به در کرده و جیغ می‌کشد...

IRT 48,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان کرانه های آسمان pdf از مریم عباسقلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان کرانه های آسمان

– خدا مرگم بده، این کیه تو بغلت پسره بی شرم؟

با جیغ مامان از روی تخت و در کنار دختری که اسمش را هم به یاد نمی‌آورم روی زمین می‌افتم.

مامان پشتش را به در کرده و جیغ می‌کشد…

قسمتی از رمان

عروس خانم دوشیزه ی محترمه ی مکرمه، آسمان خانم آدینه، برای بار سوم میپرسم، آیا بنده وکیلم شما

را با مهر و صداق معلوم یک شاخه نبات، یک جلد کلام الله مجید، یک جفت آینه و شمعدان و تعداد سکه ی معین شده و

شروط ضمن عقد، به عقد و نکاح دائمی جناب آقای امیرحسین موحد در بیاورم؟!

لحظه ای سکوت میکند و میپرسد: – وکیلم؟! خودم را با دست باد میزنم و نفسم را بیرون میرانم.

مامان میگوید: – روسمون زیرلفظی میخواد. بابا دل پری دارد و مشخص است منتطر بوده

تا جایی حرف شلوار را پیش بکشد که میگوید: – امیرجان پسرم، شلوارمو پوشیدی

زیرلفظی آسمان جان توی جیب سمت راستته. لازم نبود انقدر هم بلند بگوید ولی گویا میخواست

دلیل حضورش با زیرشلواری سرمه ای پاچه پاکتی اش را مشخص کند. دست در جیب فرو میبرم.

جعبه ی چوبی کوچکیست. بیرون می آورمش و بازش میکنم.

زنجیریست که نام آسمان هم پلاکش است و آویزان به آن. به آسمان میگویم:

– بیا بگیر، دخترای مردم شانسم دارن والا! لبخندی زورکی میزند و رو به مامان و بابا میگوید:

– ممنونم ازتون. – عروس خانوم وکیلم؟! آسمان هم پس از کسب اجازه از پدر و مادر و

پنج خفته در خاکش رضایتین برادر و روح هفت جد پیش میدهد و با بله گفتنش

چهارستون بدن من را میلرزاند! تمام شد، مهر بدبختی به پیشانیام خورد! عاقد از

من هم وکالت میخواهد، نقاب خنده ای به چهره ام که دنیا دنیا غم دارد میزنم و

با دهانی که اندازه ی دهان اسب آبی باز شده جواب میدهم: – بله!

خطبه هم خوانده میشود و من خطاب به خودم میگویم “دیدی درد نداشت بدبخت؟!

از درد بلایی که سر پات اومده که کمتره”.

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 571

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

ترس رهایی

با سرمای بیش از حدی، چشمام باز شد! نمیتونستم تشخیص بدم کجام؟!انقدر…

ادامه مطلب

دکتر شیطون من

دانلود رمان دکتر شیطون من pdf از حدیث_سارا با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

رستاخیزی قیامت عشق

دانلود رمان رستاخیزی قیامت عشق pdf از آرزو راموزی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

ابد و پنج دقیقه

وریا خسروشاهی پسر کورد غیوری که تن به ذلت رسم ناف‌بری نداد،به…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دختر هزار ساله

دانلود رمان دختر هزار ساله pdf از الناز دادخواه با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

خفته در باد

دانلود رمان خفته در باد pdf از کیمیای آخرت با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

هم بالین دلم باش

دانلود رمان هم بالین دلم باش pdf از آزاده بنی اسدی با…

ادامه مطلب

دانلود رمان انقباض زندگی pdf از نگین حبیبی لینک مستقیم

دانلود رمان انقباض زندگی pdf از نگین حبیبی لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.