آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان افلاس pdf از زهرا خزائی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    افلاس
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    زهرا خزائی
  • صفحات
    385
خلاصه رمان

بعد از تصادف پدرش، در سن ۱۸ سالگی سرپرستی سخت مادر ویلچر نشین و برادر ۱۰ ساله اش به گردنش می افتد..دختری بی پروا و مغرور،سخت کوش و پرتلاش هرکاری از دستش بر می آید تا زندگی پر تنش خانواده اش را نجات دهد..


روزی از روز ها صاحب یک فروشگاه بزرگ گل فروشی مردی ۵۰ ساله است که مهوا در آنجا کار میکند..


اورا خاستگاری می‌کند...اما نه برای خودش برای پسرش،شروین میثاقیان، صاحب هلدینگ واردات و صادرات گل های مصنوعی..


اما آیا این ازدواج صورت میگیرد؟؟آیا این اتفاق می‌تواند به فقر زندگی مهوا و خانواده اش پایان دهد

دانلود رمان افلاس pdf از زهرا خزائی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

    ژانر رمان:عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان افلاس

بعد از تصادف پدرش، در سن ۱۸ سالگی سرپرستی سخت مادر ویلچر نشین و برادر ۱۰ ساله اش به گردنش می افتد

دختری بی پروا و مغرور،سخت کوش و پرتلاش هرکاری از دستش بر می آید تا زندگی پر تنش خانواده اش را نجات دهد..

روزی از روز ها صاحب یک فروشگاه بزرگ گل فروشی مردی ۵۰ ساله است که مهوا در آنجا کار میکند..

اورا خاستگاری می‌کند…اما نه برای خودش برای پسرش،شروین میثاقیان، صاحب هلدینگ واردات و صادرات گل های مصنوعی..

اما آیا این ازدواج صورت میگیرد؟؟

آیا این اتفاق می‌تواند به فقر زندگی مهوا و خانواده اش پایان دهد

باهم بخوانیم..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان میراث

دانلود رمان رگ پنهان

قسمتی از رمان

نگاهی پوست سفيدم که از مامان به ارث برده بودم انداختم..اندام تو چشمم

باعث شده بود برای رفتن به سر هرکاری مامان کلی گير بده که توی يه محيط

تر و تميز پا بزارم…

مانتوی کرم رنگم رو که اصلا بدن نما نبود يه چيز خيلی ساده بود پوشيدم و

از اتاق کوچيک و نقليم بيرون زدم…

مادرم مثل هميشه روی ويلچر مشکی رنگش نشسته بود و خياطی ميکرد.

دست از چارچوب در گرفتم و برای لحظه ای مات زيبای مادرانه اش شدم

چقدر يه زن ميتونست قوی و مستحکم باشه که با وجود تموم سختی ها،بازهم

سرپا بمونه و زندگی کنه.

تمام تلاشم و تمرکزم روی اين بود که مادرم يک روز عمل بشه و از روی

اون ويلچر لعنتی بلند شه و مثل قديم راه بره.. من قربون صدقه ی هرقدمش بشم.

با ذوق به سمتش راه گرفتم و از پشت سر دستام رو دور گردنش حلقه کردم:

_خسته نباشی مادرم مثل تينکه بازم مشغولی مگه من نميگم خودت رو خسته

نکن،من نميدونم اون کيه که واسه تو پارچه مياره و توام با کمال ميل

ميدوزی،و الا پارچشو تو سرش ميکوبم،آخه چرا بازم..

با قرار گرفتن دستاش روی دستم،حرفم نصفه موند:

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 25

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین