آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
نهلان
در حال انتشار

رمان نهلان

نام رمان: نهلان
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: زهرا ارجمندنیا
صفحات: 1927

خلاصه داستان:

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمندنیا با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی خلاصه رمان نهلان  نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی را می‌گذراند و برای ساختن آینده […]

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان نهلان pdf از زهرا ارجمندنیا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان نهلان 

نهلان روایت زندگی زنی به نام تابان میباشد که بعد از پشت سر گذاشتن

دوره ای تاریک از زندگی خود ، در کنار پسر کوچکش روزهای آرامی

را می‌گذراند و برای ساختن آینده ای روشن تلاش می‌کند ،

تا این که ورود مردی به نام حنیف زندگی دو نفر آن ها ،

به مرور همه چیز تغییر داده و ….

تابان زنی است که روزگار پذیرای مسئولیت های سنگینی کرده است !

مسئولیت هایی که به دوش کشیدنشان راحت نیست

اما تابان قوی تر و سر سخت تر از این حرفاست ….

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان دالاهو

دانلود رمان رگ پنهان

بخشی از رمان

باران تند و بی وقفه میبارید لباس سیاه رنگش حالا خیس و سنگین به تن نحیف و لاغرش چسبیده بود.

کودک توی آغوشش بی خبر از ولوله ی توی جان او، بین آن پتوی سنگین به خواب عمیقی فرو رفته بود.

قدم هایش تند بودند و هراسان نفسهایش هم لبریز بودند از وحشت و ترس! به سختی کودک را توی آغوشش تکانی داد و بعد،

دست مشت شده اش را جلوی چشمانش باز کرد. کاغذ مچاله شده ی خیس با آن رد پخش شده جوهر …

زیر نور تیر چراغ برق نشان می داد که راه را درست .آمده. چشمان خسته و سرخش خیره ماند به در نقره ای رنگی که جلویش بود.

تردید داشت شیره ی جانش را بیرون میکشید و دستانش خوابرفته بودند از سنگینی وزن کودک می ترسید

آخرین پناهش بی پناه ترش کند ،اشک قل خورد از گوشه ی چشمش و از کناره ی تیغه ی ،بینی سر خورد سمت لب هایش!

انگار حزن می نواختند میتوانست صدای نی انبان را به راحتی از جایی دور بشنود، شاید از کنار ،اروند همان جایی که او را کشیده بود

به این نقطه و این شهر روسری اش عقب رفت و پاهایش جلو، دست لرزانش را سخت از زیر تن کودک آزاد کرد و فشرد

روی زنگی که نمی دانست او را به مقصد درستی رسانده یا نه رعدی که اسمان ،زد کودک را برآشفت و او تن کوچکش را

بیش تر به خودش فشرد لحظاتی بعد در جلوی چشمانش باز شد و زنی ،آشنا قاب درش را پر کرد. زنی با صدایی ملتهب و ناباور که بودن او را آن وقت شب مقابل

خانه اش باور نداشت.

تو؟

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 35

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

برای خوب بودن حالم

دانلود رمان برای خوب بودن حالم pdf از رهایش   با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

در آغوشت پناهم بده

نگاهش روی قرمزی رژ لبم که نشست لبخند زد:  نگفتم بی رحم…

ادامه مطلب

آندرومدا

دانلود رمان آندرومدا pdf از صبا عابدی  با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

آیلا

دانلود رمان آیلا pdf از فاطمه-ق با لینک مستقیم برای اندروید و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

دانلود رمان ارثیه مامان بزرگ pdf از فاطیما با لینک مستقیم

دانلود رمان ارثیه مامان بزرگ pdf از فاطیما با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

اکسیر مافیا

دانلود رمان اکسیر مافیا pdf از نرگس برزویی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

زندگی در سه زمان

دانلود رمان زندگی در سه زمان pdf از غزل پولادی با لینک…

ادامه مطلب

دانلود رمان آه شبهای سرد من (جلد دوم) pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان آه شبهای سرد من (جلد دوم) pdf با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان (1)

ثبت نظر جدید

  • شیرین
    شیرین

    خانم ارجمند قلم خوبی دارند تشگرو خسته نباشیدبابت این رمان تاثیرگذار خیلی زیبا وپرکشش کودک همسری کودک آزاری رسم وسومات غلط واتفاقات روزو بخوبی روایت کرده بود

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.