آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / پلیسی / با تو آرومم
با تو آرومم
در حال انتشار

رمان با تو آرومم

نام رمان: با تو آرومم
ژانر: عاشقانه، پلیسی
نویسنده: نرگس نعمت زاده
صفحات: 160

خلاصه داستان:

این داستان درباره زندگی دختری به نام «شهرزاد» است. شهرزاد پدر و مادرش را از دست داده است و با تنها برادرش «شادمهر» زندگی می‌کند. شادمهر به بیماری سرطان مبتلاست و فرصت کوتاهی برای زندگی کردن دارد. او قصد دارد خواهرش را قبل از مرگش به دست پسری به نام «رهام» بسپارد، اما او قبول نمی‌کند. تا اینکه شادمهر فوت می‌کند و رهام وارد زندگی شهرزاد می‌شود. یک روز رهام مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و سربسته متوجه حقیقتی می‌شود که می‌تواند شرایط زندگیش را تغییر دهد...

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان با تو آرومم pdf از نرگس نعمت زاده 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،پلیسی

خلاصه رمان با تو آرومم 

این داستان درباره زندگی دختری به نام «شهرزاد» است. شهرزاد پدر و مادرش را از دست داده است و با تنها برادرش «شادمهر» زندگی می‌کند. شادمهر به بیماری سرطان مبتلاست و فرصت کوتاهی برای زندگی کردن دارد. او قصد دارد خواهرش را قبل از مرگش به دست پسری به نام «رهام» بسپارد، اما او قبول نمی‌کند. تا اینکه شادمهر فوت می‌کند و رهام وارد زندگی شهرزاد می‌شود. یک روز رهام مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و سربسته متوجه حقیقتی می‌شود که می‌تواند شرایط زندگیش را تغییر دهد .

قسمتی از متن رمان

با سرعتی غیرقابل توصیف در خیابان می راندم. گویی خداوند هاله ای الهی به دورم پیچیده بود که تا آن لحظه سالم مانده بودم. بوق های مکرر روحم را می
خراشید و حال خرابم را خرابتر می کرد. نه! دیگر کافی ست. مگر یک انسان چقدر تاب سختی و درد را دارد؟! به شمعی مانند بودم که به سوسو افتاده بود و
دیگه چیزی براش باقی نمانده بود، تا جهان کوچک اطرافش را به خاموشی فرو برد!نمی دانم چه شد که با صدایی پایم را روی ترمز فشردم .
خانوم مواظب باش کم مانده بود تنها بازمانده خانواده ام را داغ دار کنم. صدای بد و بیراه های مردم به گوش می خورد. حقّ هم داشتند. دوباره به راه افتادم. با دیدن اولین فضای سبز توقف کردم. احساس خفگی داشتم . و تنها کمی هوای تازه درمان دردم بود .هوا پاییزی و سوزناک بود. با این حال بدون پوشیدن لباس گرم پیاده شدم.
آسمان از من دلگیر تر بود. تلنگر کوچکی نیاز بود تا ببارد.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2 / 5. تعداد رای : 322

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

تاریکی شهرت

دانلود رمان تاریکی شهرت pdf از ص_مرادی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

با من قدم بزن

شادی که بخاطر مسئله ای مجبور میشه یه چند ماهی خونه یکی…

ادامه مطلب

دخترش نه طعمه اش بودم

دختری که از سر بی‌کسی پناه اورده بود به حاجیِ معتمد محل!دختری…

ادامه مطلب

قمار باز

آیلی دختری شر و شیطون که روز عقدش توسط افراد امیربهادر دزدیده…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

عشق در وقت اضافه

سرگذشت سحر و سیاوش است که هفت سال از زندگی مشترک آنها…

ادامه مطلب

همصدا ساز عشق سوز دل

نگاهي به ساعتم مياندازم . ديرم شده بود انقدر كه مطمئن بودم…

ادامه مطلب

کتمان

ارغوان در ۱۷ سالگی خام حرف های ایمان شده و با عشق…

ادامه مطلب

ادمین

کیارش عادل به ایران برگشته تا بیزینس خودش رو راه اندازی کنه…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.