آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / حکم تلخ سرنوشت
حکم تلخ سرنوشت
در حال انتشار

رمان حکم تلخ سرنوشت

نام رمان: حکم تلخ سرنوشت
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، متاهلی
وضعیت: در حال انتشار
امتیاز: ⭐ ۴.۸
نویسنده: فاطمه جباریان
صفحات: 451

خلاصه داستان:

گاهی زندگی وعده‌ی خوشبختی می‌دهد؛ اما سر قولش نمی‌ماند. سوگل بعد از مرگ شوهرش به اجبار

رسم خانوادگی برای نگهداری از بچه‌هایش به عقد برادرشوهرش درمی‌آید؛ زندگی که هیچ عشق و علاقه‌ای

بینشان نیست و ماجراهای زیادی این بین رخ می‌دهد... آن هم با وجود زن اول شهرام ،

طهورا تازه شروع اتفاقات است‌! طهورایی که عاشق همسرش است ولی رابطه همسرش را مخفیانه...

لینک‌های دانلود کتاب

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان حکم تلخ سرنوشت pdf از فاطمه جباریان

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،متاهلی

خلاصه رمان حکم تلخ سرنوشت

گاهی زندگی وعده‌ی خوشبختی می‌دهد؛ اما سر قولش نمی‌ماند. سوگل بعد از مرگ شوهرش به اجبار

رسم خانوادگی برای نگهداری از بچه‌هایش به عقد برادرشوهرش درمی‌آید؛ زندگی که هیچ عشق و علاقه‌ای

بینشان نیست و ماجراهای زیادی این بین رخ می‌دهد… آن هم با وجود زن اول شهرام ،

طهورا تازه شروع اتفاقات است‌! طهورایی که عاشق همسرش است ولی رابطه همسرش را مخفیانه…

قسمتی از رمان

یهو دست از بافتن کشید و یاد چهره ی عبوس و جدی پدرشوهرش افتاد، حتماً بعد از شنیدن پدر شدن

شهروز لبخندی بر لب هایش بیاید. با تصورش لبخند روی لب هایش وسعت گرفت. همه می دانستند

که هاتف خان، بزرگ فامیل چه قدر نوه پسری دوست دارد؛ اما متاسفانه تا حالا به آرزویش نرسیده بود.

طهورا جاری اش، عروس بزرگ هاتف خان هم دوبار سقط جنین داشت. با یادآوری سقط آخرش لبخند صورتش پاک شد،

دلش برای طهورا سوخت. هرچند میانه ی خوبی نداشتند؛ اما شنیدن آن حرف های اقوام شوهر

برایش سخت بود. هر چند آقا شهرام مثل برادرش همیشه کنار همسرش بود. باشنیدن صدای دینگ دینگ

آونگ ساعت روی دیوار دست از گذشته کشید. نگاهش بر روی عقربه ها که ساعت یک را نشان می داد ثابت ماند.

حین بلند شدن میله های بافتنی و نخ های کاموا را روی عسلی گذاشت و با مرتب کردن شال یشمی

رنگش از خانه بیرون آمد. مثل همیشه با قدم های آرام از پله های مرمری پایین رفت. طبق خواسته ی

هاتف خان ناهار و شام باید طبقه ی پایین، کنار هم خورده میشد؛ اما چون اول هفته بود شهروز و شهرام سر کار بودند.

با باز کردن در چوبی هاتف خان به همراه نان سنگک خشخاشی که در دست داشت وارد شد.

سوگل برای احترام به استقبالش رفت و با پابین انداختن سرش گفت: _سلام خان بابا خوب هستید؟

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 24

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

آبان

آبان زند... دختره هفده ساله‌ای که به طریقی خون بس یک مرد…

ادامه مطلب

تب تند پیراهنت

دانلود رمان تب تند پیراهنت pdf از زهرا گوبانی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

ابی سیریش بادیگارد میشود

ابراهیم جوانمرد زاده معروف به اِبی سیریش ، که از لوطیها و…

ادامه مطلب

اوج لذت

پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

عشق در غربت

دانلود رمان عشق در غربت pdf از مبینا رضایی با لینک مستقیم…

ادامه مطلب

دانلود رمان شروع عشق با دعوا pdf از مریم صمدانی با لینک مستقیم

دانلود رمان شروع عشق با دعوا pdf از مریم صمدانی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

ابی سیریش بادیگارد میشود

دانلود رمان ابی سیریش بادیگارد میشود pdf از چیکسای با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی pdf با لینک مستقیم

دانلود رمان متجاوز دوست داشتنی pdf با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.