آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان اوج لذت pdf از  ملیسا حبیبی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    اوج لذت
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال،هیجانی
  • نویسنده
    ملیسا حبیبی
  • صفحات
    3609
خلاصه رمان

پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و حالا بزرگ شده و یه دختر ۱۹ ساله بسیار زیباست حامد برادر ناتنی و پسر واقعی خانواده پروا که ۳۰ سالشه پسر سربه زیر و کاری هست ،دقیقا شب تولد ۳۰ سالگیش اتفاقی میوفته که نباید ، اتفاقی که زندگی پروا رو زیر رو میکنه..

دانلود رمان اوج لذت pdf از  ملیسا حبیبی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

 ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال،هیجانی

خلاصه رمان اوج لذت

پروا دختری که در بچگی توسط خانوادش به فرزندی گرفته شده و حالا بزرگ

شده و یه دختر ۱۹ ساله بسیار زیباست ،حامد برادر ناتنی و پسر واقعی خانواده

پروا که ۳۰ سالشه پسر سربه زیر و کاری هست ،دقیقا شب تولد ۳۰ سالگیش اتفاقی

میوفته که نباید ، اتفاقی که زندگی پروا رو زیر رو میکنه..

قسمتی از رمان

ساعت حدودای ۸ صبح بود، مامان هرچی که داشتیم رو جمع کرده بود.

_وایسا این چمدونو کیسه‌هارو ببرم پایین، بعد بیام کمک کنم تو رو ببریم.

سرمو به معنای “باشه” تکون دادم.

بعد اینکه مامان رفت چوب‌هارو زدم زیر بغلمو بلند شدم

خودم میخواستم برم پایین، نمی‌خواستم ضعیف باشم.

از اتاق بیرون رفتم و چشمم به پام و چوبا بود که یه وقت نخورم زمین.

توی راهرو با صدای بسته شدن درِ اتاق روبه‌رویی ایستادم و سرمو بلند کردم.

حامد بود، درحالی که داشت ساعتشو می‌بست از حرکت وایساده بود

و نگاهم میکرد.

یه پالتوی پاییزه طوسی با پیرهن سفید و بافت سیاه

شلوار سیاه، موهاشم داده بود بالا.

توی صدم ثانیه تیپ و قیافشو رصد کردم و بعد از مکثی

تو چشماش سریع نگاهمو دزدیدم و به راهم ادامه دادم.

اومد طرفم، دستشو به طرف بازوم آورد.

_بذار کمکت ک…

خودمو جمع کردم و ازش فاصله گرفتم و تند تند به طرف پله‌ها رفتم.

دستش رو هوا خشک شد و حرفش نصفه موند.

رسیدیم پایین که مامان هم درحالی که داشت به پشت سرش

نگاه میکرد و به بابا می‌گفت “آره بذار تو ماشین” داشت میومد طرف پله ها.

سرشو برگردوند و منو دید

_عه مامان جان گفتم که بمون الان میام.

 

قیمت49000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.5 / 5. تعداد رای : 608

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • سحر
    21 فروردین 1405 | 15:17

    عالی بود بچه ها رمان اینطوری نمیشناسید؟از ملیسا حبیبی

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین