
دانلود رمان کاژه pdf از سارا_ص
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،درام،خانوادگی،بزرگسال
سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته…
خیلی اتفاقی تو تلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد رابطه میشه..
سایه بهش اعتماد میکنه وحرفاشون از مساعل عادی به گفتن فانتزی هاش میرسه اما این رابطه مجازی باقی نمیمونه و
سایه خودشو وسط یه رابطه ی مخفی میبینه……….
قسمتی از رمان
قلبم باسرعت نور میکوبید از ترس و استرس… دستامم یخ کرده بود واقعا دلم میخواست زودتر برگردم خونه آراز سوار شدو گفت:
یادت نره گلتو با خودت ببری… سعی کردم لبخند بزنم و گفتم: حواسم هست مرسی… از پارک بیرون اومد و
حرکت کردیم آراز چیزی نمیگفت و منم که اصلا تمایلی به
صحبت کردن نداشتم فقط سعی کردم خودمو آروم کنم تا حالم جلوی آراز بد نشه. تو حس و حال خودم بودم
که دست آراز نشست روی دستم. از جا پریدم هینی گفتم و دستمو رو قلبم گذاشتم.
آراز جا خورد و گفت: ترسوندمت؟ لبمو گاز گرفتم و با خجالت گفتم نه تو فکر بودم برای همین ترسیدم …
آراز سر تکون داد و دوباره دستمو گرفت من مثل مجسمه نشسته بودم. هیچ حرف و حرکتی نداشتم
اروم دستشو روی دستم کشید و گفت: چقد سرده دستات… دلم میخواست دستمو از دستش بیارم بیرون ولی نمیتونستم.
اب دهنمو قورت دادم و گفتم: آره یکم سردمه. سریع بخاری ماشین رو
تنظیم کرد روم اما سردیه من با این چیزا گرم نمیشد من از درون سرد بودم. سرمو چرخوندم و خیره شدم
به خیابون و آدما شاید اینطوری استرسم کمتر میشد اما دوباره دستمو گرفت نامحسوس تو خودم جمع شدم
خیلی تحت فشار بودم انگشتاشو قفل انگشتام کرد و اینبار دستمو بلند کرد و بویید …
قیمت45000
سایه یه دختر ۲۰ساله آروم و بسیار درونگرا هست کسی که تااین سن هیچ دوست جنس مخالفی نداشته...
خیلی اتفاقی تو تلگرام با مردی به اسم آراز اشنا میشه و برای مقابله بااین استرس بصورت مجازی باهاش وارد
رابطه میشه..سایه بهش اعتماد میکنه وحرفاشون از مساعل عادی به گفتن فانتزی هاش میرسه اما این رابطه
مجازی باقی نمیمونه و سایه خودشو وسط یه رابطه ی مخفی میبینه..........



















