آوای خیس بزرگترین کتابخانه رمان فارسی
خانه / عاشقانه / جان من است خنده شیرین تو
جان من است خنده شیرین تو
در حال انتشار

رمان جان من است خنده شیرین تو

نام رمان: جان من است خنده شیرین تو
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، معمایی
نویسنده: معصومه طاهری
صفحات: 3588

خلاصه داستان:

داستان حول زندگی یاس که استعداد عجیبی در طراحی دارد و خانواده اش میچرخد

یاس که برای شرکت معروفی در حوزه طراحی درخواست داده با هیجان در حال آماده کردن خودش برای شرکت جدید است

غافل از اینکه رییس این شرکت همان

IRT 47,000
قیمت نهایی
خرید رمان

معرفی و بررسی کامل رمان

دانلود رمان جان من است خنده شیرین تو از معصومه طاهری pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،معمایی

خلاصه رمان جان من است خنده شیرین تو

داستان حول زندگی یاس که استعداد عجیبی در طراحی دارد و خانواده اش میچرخد

یاس که برای شرکت معروفی در حوزه طراحی درخواست داده با هیجان در حال آماده کردن خودش برای شرکت جدید است

غافل از اینکه رییس این شرکت همان

قسمتی از رمان

ابروهایش بالا پرید و گفت که اینطور … حالا تقصیر من شد ؟ سرم را با لجبازی تکان دادم   تقصیر او بود دیگر … 

او سوال پرسید و بعد هم مرا به کشتی با مداد ها متهم کرد   از پاسخم خنده کوتاهی کرد   

مطمئن بودم الان دارد با خودش میگوید این چه پررویی است دگر   بزنم اخراجش بکنم تا حالش جا بیاید و بفهمد تقصیر من است یا خودش ؟)

 بیاید خانم آرمان   بقیه طرحا موندن دوباره به نزدکیش رفتم اما جانب احتیاط را رعایت کردم که اتفاق دقایق پیش تکرار نشود   و با فاصله بیشتری ایستادم 

اب یکی یکی طرح ها را با حوصله بررسی کرد انگار که نه انگار کسی قرار ملاقات داشت   من هم برایش توضیح دادم 

بعد از نیم ساعت بالاخره طرح ها تمام شدند عقب رفتم و میز را دور زدم و روی صندلی نشستم   پوشه را بست و به من نگاه کرد :

 عجیبه   در تعجبم خانم آرمان شما چطور این همه طرح های فوقالعاده رو تو این مدت کوتاه کشیدید ؟ شانه بالا انداختم و گفتم :

 چمیدونم رییس   ایده اصلیشون به ذهنم رسید منم به خورده از دانشم استفاده کردم تا ببینم با چه رنگ و مدل هایی هارمونی دارن و تکمیل می شن   که اینطوری شد 

نگاهش را به من دوخت   من خم شدم تا پوشه را بردارم که ناگهان دستش را روی ان گذاشت و مانع شد 

 با تعجب سر بالا گرفته و گفتم اِ رییس تای ابرویش را بالا انداخت و با سرگرمی گفت 

خانم آرمان شما برای چی این طرح های تکمیل شده رو پیش من آوردید؟ در همان حالت خم که بودم گفتم 

خب برای اینکه بررسیشون کنید   سرش را تکان داد و با لبخند پرسید اونوقت در نهایت قرار بود بدینشون به کی ؟ 

با مکث گفتم خب به شما 

با نیشخند گفت خب خانم آرمان پس الان دیگه کجا میخواین ببرینشون ؟ چشمانم گرد شد   

با خجالت از میزان احمق بودنم دستانم را برداشتم و صاف شدم   چشمانم گرد شد 

 با خجالت از میزان احمق بودنم دستم را برداشتم و صاف شدم   با خجلی گفتم ببخشید   حواسم نبود   

یک لحظه فکر کردم باید برشون گردونم تو کمد   لبخندی زد و چیزی نگفت   قلبم محکم تر تپید   

خدایا   او   او   چقدر خوش رفتار و خاص بود 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.4 / 5. تعداد رای : 146

رمان‌های مرتبط و پیشنهادی

رد پای یاس ها

دانلود رمان رد پای یاس ها  pdf از لیلا نوروزی با لینک…

ادامه مطلب

جوهر سیاه

سنتی که از گذشته در طایفه ای بزرگ و سرشناس به جا…

ادامه مطلب

وداع آخر

هفت سال پیش در یک کلاس موسیقی، رعنا، دل به نویدی میبندد…

ادامه مطلب

تلنگر

دانلود رمان تلنگر pdf از شیوا بادی با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دیگر رمان‌های این نویسنده

واپسین تردید

دانلود رمان واپسین تردید pdf از مرضیه جلالی با لینک مستقیم برای…

ادامه مطلب

دانلود رمان شاه دزد pdf از مهتاب ا.ک با لینک مستقیم

دانلود رمان شاه دزد pdf از مهتاب ا.ک با لینک مستقیم برای اندروید…

ادامه مطلب

دانلود آهنگ یاسی با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم

دانلود آهنگ یاسی از پویا با کیفیت بالای 320 و لینک مستقیم پخش اختصاصی…

ادامه مطلب

آن درخت بی شاخ و برگ

یک دختر تنوع طلب،با کلی آرزوهای دور و دراز! دختری که فقط…

ادامه مطلب

نظرات خوانندگان

ثبت نظر جدید

نظری برای این آهنگ ارسال نشده، شما اولین نظر باشید

عنوان قسمت

در حال بارگذاری...

درخواست حذف رمان

لطفاً اطلاعات زیر را با دقت تکمیل کنید. تیم بررسی ما در اسرع وقت درخواست شما را بررسی خواهد کرد.

می‌توانید لینک به شناسنامه، جواز نشر و... را قرار دهید.