دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان جوهر سیاه pdf از فرشته تات

دانلود رمان جوهر سیاه pdf از فرشته تات

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی

خلاصه رمان جوهر سیاه

سنتی که از گذشته در طایفه ای بزرگ و سرشناس به جا مانده و چه بسا

به خاطر بقای آن خونها ریخته اند این آیین سالهاست که دست به

دست میان وراث می چرخد و حالا تنها وارث این خاندان خدیو است

مردی جسور، بی رحم باهوش و بسیار قدرتمند که زخم خورده ی همین

رسومات است و برای از میان بردن آن لحظه شماری میکند این رسم چیست

 و چرا خدیو بعد از سالها توبه اش را می شکند…

قسمتی از متن رمان

خدیو جعبه ی سنگ ها را برداشت و به محض اینکه روی پاشنه ی کفش

برگشت او را پشت سرش دید دختر با لبخند پرسید: میتونم اونو بردارم

با دست، جایی روی دیوار را نشان میداد خدیو بی آنکه سرش را برگرداند

با اخم غلیظی جواب داد: نه! فقط میخوام بهش دست بزنم برو پیش همکلاسیات

نظم کارگاه و هم بهم نریز برو دخترک نرم و لوند خندید و دستانش را روی

سینه جمع کرد – اوه ، چه بداخلاق من که چیزی نگفتم استاد چرا عصبی

میشی – برو بچه من بچه نیستم هفده سالمه خدیو با عصبانیت پلک زد

سمت قفسه رفت و جعبه را با حرص توی طبقه هل داد دخترک شیرین خندید

اسم من بیتاست اسم شما چیه خدیو پشت به او دندان قروچه کرد چه دختر

بدپیله ای بود بیتا با دیدن حامد که تازه از سالن آموزش بیرون آمده بود،

با سماجت پرسید: – اون سنگی که روی دیواره اسمش چیه آقا حامد

همون که شبیه گردنبنده حامد اول به چهره ی تو هم رفته ی خدیو نگاه

کرد بعد به دیوار زنجیر طلایی را از روی قلاب برداشت و گفت سنگ

عطر مگه سنگ هم عطر داره ! حامد با خنده سرش را تکان داد دا

خلش عطر میریزن بیتا با ذوق دستش را سمت گردنبند برد: میتونم یه

نگاه بهش بندازم حامد با تردید به خدیو نگاه کرد چهره ی سرد و بی حوصله ی

او را که دید، سنگ را کف دست مشت کرد متأسفانه نمیشه چرا

! فقط میخوام نگاش کنم این کار سفارشیه ممکنه آسیب ببینه

سنگش بنفشه من عاشق رنگ بنفشم اسمش چیه – آمیتیست

میشه مال من باشه هزینه ش هر چقدر باشه میدم اصرار ،دختر

حامد را کلافه کرده بود بیتا لب گزید – آها یادم نبود گفتین سفارش

کسیه میشه یکی هم برای من درست کنید حامد باز هم به خدیو نگاه

کرد کنار دستگاه ایستاده بود..

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 331

خلاصه رمان
سنتی که از گذشته در طایفه ای بزرگ و سرشناس به جا مانده و چه بسا.به خاطر بقای آن خونها ریخته اند این آیین سالهاست که دست به.دست میان وراث می چرخد و حالا تنها وارث این خاندان خدیو است.مردی جسور، بی رحم باهوش و بسیار قدرتمند که زخم خورده ی همین.رسومات است و برای از میان بردن آن لحظه شماری میکند این رسم چیست.و چرا خدیو بعد از سالها توبه اش را می شکند...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    جوهر سیاه
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی
  • نویسنده
    فرشته تات
  • صفحات
    1020
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران

آخرین رمان ها
  • H12قشنگ بود...
  • ساراسلام قلم این نویسنده رو دوست دارم لطفا بقیه رمان هاشم هم بزارید...
  • میناخیلی قشنگ بود...
  • نرگسمن کتابای خانم حسینی رو خوندم و به نظرم روند پیشرفتشون تو داستان‌نویسی بسیار ملم...
  • نیلا گلیخیلی خوبهههه...
  • Nafas Arefiچرا نمیشه خوندش...
  • حدیثسلام من این رمان رو خوندم رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده ش فقط اینکه این رمان ن...
  • نازنینبا اختلاف عالیهههههه...
  • نازنینعالیهههههههههههه خیلی دوسش دارم...
  • شادیعالی بود ، پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونید. همه رمان های خانم عامل خوبن ، ولی غثی...
تبلیغات متنی
رمان های آنلاین
درباره سایت
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
توضیح کوتاه درباره سایت
آمار سایت
  • 7200 نوشته
  • 8 برگه
  • 5015 کامنت
  • 258 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.