
دانلود رمان بابونه pdf از سپیده شهریور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال
رمان بابونه حکایت زندگی دختری به اسم بابونه است که به خاطر طلاق پدر و مادرش، اشتباهات زیادی در نوجوانی میکند و با پسرهای مختلف رابطه برقرار میکند. تا وقتی که نامزد میکند و برای این که نامزدش گذشتهاش را نفهمد پیش دکتری میرود تا….
قسمتی از رمان
لنگه کفش را از باغچه بیرون کشید و پوشید.
– میرم یه کم این دور و بر رو بگردم. پایین نیاید، باشه؟ برید داخل تا من حیاط پشتی رو نگاه کنم.
خیالش از بابت پسرها که راحت شد، دوید سمت حیاط پشتی. چند گلدان خالی و کمی خرت و پرت آنجا تلنبار شده بود.
روی زانو خم شد تا زیر پله را نگاه کند؛ نبود! بعید می دانست که آن دور و بر باشد.
سگ احمق زده بود بیرون. دانه هاي باران از روسري اش رد شد و از پشت گردنش داخل شد.
شانه هایش را قوز کرد و لرزید.
– گیرت بیارم خودم پوستت رو می کنم.
میان بوته ها را نگاه کرد: پیدا شو دیگه پم پم … دختری … بیا بیرون!
ناامید راه رفته را برگشت.باید با جاويد تماس می گرفت تا برگردد خانه. آن وقت فکری براي سگ گم شده و گریه های برنا می کردند.
کفش ها را پایین پله ها در آورد و پابرهنه بالا دوید.
– برنا الان زنگ می زنم به باباجاويد بعداً با ماشین می ریم می گردیم. برنا … بردیا …
نگران نگاهی به آشپزخانه و پله ها انداخت.
– برنا کجایی؟ بردیا..؟
یک حس بد و مزخرف می گفت که بچه ها خانه نیستند. بی معطلی روی بالکن ایستاد و نگاهی به جاده انداخت، نبودند!
دوید داخل خانه و پله ها را بالا رفت: برنا … بردیا … کجایین؟ برنا … برنا …
در اتاق ها را پشت هم باز کرد، نبودند. قلبش چنان محکم می کوبید که سینه اش را به درد آورده بود.
سراسیمه بیرون دوید و جیغ زد: برنا … بردیا … بردیا …
دوید سمت ساحل و نگاهی به دوروبرش انداخت. هیچ کجا نبودند!
بی معطلی برگشت داخل ویلا و موبایلش را
برداشت و دوباره بیرون زد.
زیر باران دوید سمت جاده. ریه هایش از شدت نفس نفس زدن به سوزش افتاده بود.
قیمت53000



















