خلاصه رمان:امیر عباس، یه پسر شوخ و باهوش و بی نهایت بامرام که بر خلاف رفتارش حواسش به همه بود و به همه کمک میکرد ،هر بار باری از دوش کسی برداشت و خودش تا پای مرگ هم رفت و پوست همه روبا دیونگیاش کند..حالا قراره کلی به دردسر بیوفته و ی تنه بجنگه برای ادامه.
خلاصه رمان:
روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته برملا شه رازهایی که تاوانش را روشنا با تموم مظلومیت و معصومیتش داده...روشنا با قلبی شکسته شاهد ازدواج خواهرش با عشقش میشه و دلیل این ازدواج هم معماییه که آرمین و روشنا در پی کشف اون راز هستند.رازی که دردی سنگین تر روی دل روشنا و آرمین میذاره تا جایی که روشنا ترک دیار میکنه و آرمین به یک مرد خشن تبدیل میشه و آوار میشه بر سر رویا تا اینکه...
خلاصه رمان:
علیرام مربی دفاع شخصی بعد از ۱۴ سال با مبینایی روبرو میشود که زمانی دوران عاشقی باهم داشتند. ولی مبینا اصلا شبیه آن موقعهایش نیست و فقط برای انتقام از کسی نزد علیرام آمده تا او مربیش شود. زندگی مبینا پر از رازهای سر به مهر است که همراهیش با علیرام باعث میشود که این رازها فاش شوند.
خلاصه رمان:
لگد میزنم ، روزگار دهن کج میکند ، دوستانم بی محلی تو تنها کسی هستی که لگدش زدم و از شوق لمسه تکه ای از وجودم لبخند زدی لبخندی به وسعت آغوشه پدری که گاهی بود و نبودش تفاوتی نمیکند اما فقط گاهی شیرم را با عسلی چشمانت نوشه جان میکنم و بزرگ میشوم به جای اینکه عصای دستت باشم برای احساسات پاکت زیرپایی میگیرم و میفهمم روزی زندگیم به خاطره درده احساس تو فلج خواهد شد! من به معجزه نگاهت ایمان آورده ام!! من من هنوزم مومن لبخند های نادره توام! و تو و تو ای بلندترین آستانه دردهای زمینی تنها قِبله من، کعبه قلب توست!!
خلاصه رمان:کیم هارو، مرد جوان و دورگهی ایرانی کرهایه که برای پیدا کردن خانوادهی مادرش و ریشههاش، دور از چشم پدرش به ایران سفر میکنه و اونجا با نفس یگانه، مترجم زبان کرهای و راهنمای تور آشنا میشه و این آشنایی، خیلی چیزها رو تغییر میده! درست اونجایی که مهرشون به دل هم میافته، رازهایی فاش میشه که نباید... رازهایی که نشون میده هیچکدوم اون چیزی که توصیف کردن نیستن!
خلاصه رمان:
عماد فرهمند وکیلی که بعد از مرگ همسرش از کارِ وکالت کناره گرفته بود با پروندهای عجیب رو به رو میشود ، پرونده دختری که بعد از قتلِ دو نفر در یک مهمانی سکوت کرده و .... آیا عماد میتواند پرده از راز این قتلها بردارد..
خلاصه رمان:
با فرار عاشقانه سلیم و حریر بین دو طایفه گله داری و بهشتی درگیریهای شدیدی پیش میآید که برا ختم قائله خورشید، خونبس حارس میشود برای پایان دادن به درگیری دراصل خورشید با اصرار خودش به عقد «حارس» «پسر ادریس گلهداری» درمیآید. حارس مردی مرموز، مقتدر و به ظاهر سرد است که جان خورشید را چندین بار نجات داده است و با فراز و نشیب رابطه این دو و کشف رازها و اتفاقاتی در گذشته زندگی آنها دستخوش تغییرات شدیدی میشود.
خلاصه رمان:کیا شایسته،تنها فرزند ذکور خاندان شایسته،با شنیدن صدای جیغ زنی از باغ متروکهی انتهای کوچه،همراه دوستش به آنجا میرود،از دیدن دختری که ملکهی شب بود حیرت زده شد...پس از آن مرگ به تعویق افتاد!همه چیز تغییر کرد...در طالعش ذکر شد«موکول می شود به برج سرطان!پس صبور باش،ستارگان در کنار تو خواهند بود!»
خلاصه رمان:
داستان حول محور دختری به نام یغما میچرخد که مادرش را در کودکی از دست داده و در خانهٔ بیبی قمر، نامادریاش، و خواهران ناتنیاش با بدترین شکل ممکن مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او کتک میخورد، تحقیر میشود و حتی در چاه انداخته میشود. سرنوشت او را به عقد مردی به نام آتلان درمیآورد که در روستا به «پسر شیطان» معروف است؛ مردی که همه از او وحشت دارند. یغما تصور میکند که به جهنم میرود، اما به تدریج متوجه میشود که آتلان خود قربانی گذشتهٔ تاریکی است.آتلان نیز مانند یغما در کودکی شاهد مرگ مادرش به دست پدرش بوده و از آن زمان با کابوسها و ترسها دست و پنجه نرم میکند. این دو نفر به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و در میان دردها و رنجها، عشقی عمیق شکل میگیرد. اما شاپور، برادر آتلان، که شخصیت واقعیاش شیطانی است، به دنبال انتقام و نابودی آنهاست.
خلاصه رمان:آیدا دختری که با پسرعموش رابطهی احساسی برقرار کرده و تصمیم گرفته که باهاش ازدواج کنه و وارد رابطه ی جدی بشه بصورت ناگهانی با وقوع اتفاقاتی از این ازدواج منصرف میشه دلایلی که میتونن مرتبط با گذشتهی تاریك پدراشون باشه … گذشته ای که یه مرد زخم خورده و غرور شکسته ازش به جا گذاشته، مردی که برای انتقام اومده …ولی چی میشه اگر ذات مرد اجازه نده ماجرا اونجوری که باید پیش بره و دست طبیعت و کارما باعث بشن همه تقاص پس بدن ؛ هر کی به یک طریقی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.