
دانلود رمان نخجیر شیطان pdf از مریم چاهی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد ،آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد ..من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم..شاید کمی هم بیشتر ،چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود..
قسمتی از رمان
با یادآوری خاطره زشتی که در مطب دکتر سلیمانی پشت سرگذاشتم لحظه ای پلک میبندم باید حرف را عوض کنم. دکتر برای کم شدن این ترشحات هورمونی که گفتید… داروی خاصی نیست با نگاهی که پر از حرف است به من خیره میشود – عزیزم چرا نمیشینی؟ دوباره اتفاق افتاد. بعد از نوشتن داروها و دادن توضیحات لازم با وقاحت تمام پیشنهاد داد و من با جیغ و فحش از مطبش بیرون آمدم. دو ساعت بی هدف در خیابان ها چرخیدم و گریه کردم تا عجیب ترین تصمیم عمرم را بگیرم اصواتی در ذهنم میپیچد در یک روز زمستانی از گرما آتش گرفته ام. ماشین پشت سرم بی دلیل بوق میزند مغزم رو به انفجار است.
پشت چراغ قرمز ایستاده ام مرد دیوانه دستش را از روی بوق بر نمیدارد.
نگاهی از آینه به عقب میکنم یعنی نمی فهمد که چراغ قرمز است؟ سعی میکنم خونسرد باشم هر بار بوق میزند تنم محسوس میلرزد. من به صدا خیلی حساسم ماشین های اطراف برای ساکت کردن مرد دیوانه پشت سرم راهی بهتر از بوق زدن نیافته اند. نگاهم تار است وقتی به ثانیه شمار روی چراغ راهنمایی خیره میشوم. مردی سرش را از پنجره بیرون میکند و فحش رکیکی می دهد – … بغل بیمارستانیم… چرا مادر بدبختش باید فحش بخورد؟ ما زن ها چه گناهی کردیم که همیشه به دنیا بدهکاریم؟ گیج و منگ به اطرافم نگاهی میاندازم درست است ما کنار یک بیمارستان هستیم. یاد پدر مریضم میافتم که چقدر همچین صدایی میتواند برایش آزار دهنده باشد: «اگر مرد بودم اون بوق و میکردم توی حلقت مرتیکه آشغال!»
و در دل غر میزنم شاید کمتر بشنوم خسته و کم خوابم بی هدف موبایلم را بر میدارم و نگاهی به پیام رسان میکنم «هر قدیسی گذشته ای دارد و هر … آینده ای!» هاتف از غیب رسید؟! همه چیز دست به دست داده تا من بروم خودم را بدبخت کنم. چرا باید دوست دوران دبیرستانم درست وقتی که پشیمان شدم این پست و یک خبر را برایم بفرستد؟ خبری که مهر تأیید میزند به افکار پریشان درونم «میلیون ها زن نمیتوانند در مورد بدن خودشان تصمیم بگیرند. به گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل، صدها میلیون زن مالک تن خود نیستند و گاه تا آخر عمر رضایت در رابطه جنسی را تجربه نمیکنند به گزارش “دویچه وله” بیشتر زنان، مخصوصا در جوامع جهان سوم حتى اجازه ابراز نارضایتی از روابط زناشویی را ندارند.
قیمت53000
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد ،آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر ،چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود..




















خیلی خوب بود .من که خیلی چیزا یاد گرفتم